ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٩٧ - بحث روايتى(رواياتى در باره كفر بعد از ايمان، نفى سبيل، خدعه خدا، ريا، )
است و اگر از سياق صرفنظر كنيم و خود جمله را معيار قرار دهيم حجت در دنيا و آخرت هر دو مىشود.
و مؤلف كتاب عيون اخبار به سند خود از حسن بن فضال روايت كرده كه گفت: من از على بن موسى الرضا (ع) از معناى جمله:(يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ) پرسيدم فرمود: خداى تعالى متعالىتر و مباركتر از آن است كه خدعه كند و ليكن سزايى به خدعه كاران مىدهد كه سزاى خدعه آنان باشد.[١] و در تفسير عياشى از مسعدة بن زياد از جعفر بن محمد و از پدرش روايت كرده كه فرمود: شخصى از رسول خدا ٦ پرسيد: نجات از عذاب فرداى قيامت در چيست؟ فرمود: نجات اين است كه با خداى تعالى نيرنگ مكنيد كه او شما را نيرنگ كند، چون هر كس با خداى تعالى نيرنگ كند او نيز با وى نيرنگ مىكند و ايمان را از دل او مىبرد، پس در حقيقت او دارد به خودش نيرنگ مىكند ولى نمىفهمد.
شخصى پرسيد: خداى تعالى چگونه به وسيله بندهاش نيرنگ مىشود؟ فرمود: اينطور كه به دستور خدا عمل بكند ولى منظورش غير خدا باشد كه چنين عملى شرك به خداى تعالى است و شخص ريا كار در روز قيامت به چهار اسم خوانده مىشود: به او مىگويند: اى كافر، اى فاجر، اى حقه باز، اى زيانكار عملت بى نتيجه و اجرت باطل است و امروز پاداشى در برابر اعمال نيكى كه به منظور خودنمايى كردى به تو نخواهند داد، اينك پاداشت را از كسانى طلب كن كه عمل براى خوشايند آنان كردى.[٢] و مرحوم كلينى در كافى به سند خود از ابى المعزاى پاره دوز و او بدون ذكر راوى قبل از خويش نقل كرد كه امير المؤمنين (ع) فرمود: كسى كه خداى عز و جل را در خلوت و نهانى ياد كند خدا را به ذكر كثير، ذكر كرده است.
آرى منافقان خدا را علنا ياد مىكنند و دم از خدا مىزنند ولى در خلوت به ياد او نمىافتند (چون به خلوت مىروند آن كار ديگر مىكنند) و خداى عز و جل در باره آنها مىفرمايد:(يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا).[٣] مؤلف: در اين روايت براى كلمه قليل معناى ديگرى شده كه معناى لطيفى است.
[١] عيون اخبار الرضا.
[٢] تفسير عياشى، ج ١ ص ٢٨٣.
[٣] با مردم ريا مىكنند و خدا را به ياد نمىآورند مگر كمى. اصول كافى، ج ٢ ص ٥٠١ .