ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤٨ - بحث روايتى(در ذيل آيات گذشته)
هيچ شاهد و دليلى نسبت دزدى به آنها مىدهى؟ مىگويد: از شنيدن اين سخن بسيار ناراحت شدم به حدى كه دلم مىخواست غرامت عمويم را از مال خودم مىدادم و با رسول خدا ٦ در باره سرقت رفتن اموال عمويم سخن نمىگفتم، با حالت ناراحتى نزد عمويم رفاعه آمدم، پرسيد: برادر زاده چه كردى؟ من جريان را به او گفتم و فرمايش رسول خدا ٦ را برايش باز گو كردم، او گفت: اللَّه المستعان تنها كسى كه بايد به ياريش اميد بست خدا است.
چيزى نگذشت كه آياتى از قرآن در اين باره نازل شد كه:(إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ خَصِيماً) كه منظور از خائنين همان بنى ابيرق است(وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ) و تو اى ابن عروة از آنچه به قتاده گفتى خدا را استغفار كن.(إِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحِيماً) كه خداى تعالى آمرزگار و رحيم است،(وَ لا تُجادِلْ عَنِ الَّذِينَ يَخْتانُونَ أَنْفُسَهُمْ)- و تو اى ابن عروة زنهار كه از بنى ابيرق كه به خود خيانت كردهاند دفاع كنى- تا آنجا كه مىفرمايد:(ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً) يعنى اهل خاندان بنى ابيرق اگر از آنچه كه مرتكب شدهاند استغفار كنند، خدا را آمرزگار و رحيم مىيابند،( وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً) ...(فَقَدِ احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً ) يعنى اينكه خود دزدى مىكنند و با اين حال عمل خود را به لبيد نسبت دادهاند گناهى بزرگ مرتكب شدهاند.
(وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ).
يعنى اى پسر عروه و هر كس ديگر كه با تو همدست بوده، اگر فضل و رحمت خدا نبود طائفهاى از آنان مىخواستند تو را گمراه كنند تا آنجا كه مىفرمايد:(فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْراً عَظِيماً) همين كه قرآن كريم براى رسول خدا ٦ معين كرد كه دزد اسلحه كيست رسول خدا ٦ سلاح را به رفاعه برگردانيد.
قتاده مىگويد: من وقتى سلاح را براى عمويم آوردم او كه پير مردى بود كه هنوز تمايلى به جاهليت داشت و من اسلام او را خالص نمىدانستم، وقتى سلاح را ديد گفت: اى برادر زاده اين سلاح را من در راه خدا دادم من آن وقت فهميدم كه اشتباه كردهام و اسلام او اسلامى صحيح بوده.
بعد از آنكه قرآن كريم مقصر اصلى را معرفى و متهم را تبرئه كرد، بشر از مدينه به طرف مكه و نزد مشركين رفت و در آنجا در خانه سلافه دختر سعد وارد شد و به اين مناسبت خداى تعالى اين آيه را نازل كرد كه:( وَ مَنْ يُشاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدى وَ يَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ ما تَوَلَّى) ...(ضَلالًا بَعِيداً ) كه ترجمهاش گذشت، وقتى همه فهميدند كه