ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٤٥ - بحث روايتى(در ذيل آيات گذشته)
اعماليد؟ و با اينكه منافق هستيد و (بارها خودم شنيدم كه) رسول خدا ٦ را هجو مىكرديد؟ و در هجو آن جناب اشعارى مىسروديد و آن گاه اشعار خود را به قريش نسبت مىداديد؟، يا بايد اين مساله روشن و اين سارق معلوم شود و يا آنكه شمشيرم را از خون شما سيراب خواهم كرد، خانواده بنى ابيرق، از در مدارا و ملايمت در آمدند و به او گفتند: خدا رحمتت كند تو بر گرد كه از اين گناه مبرايى.
آن گاه بنى ابيرق نزد مردى از قبيله خود كه نامش اسيد بن عروه و مردى حرف زن و زبان آور بود رفتند و جريان را با او در ميان گذاشته، او را نزد رسول خدا ٦ فرستادند. اسيد به رسول خدا ٦ عرضه داشت: يا رسول اللَّه! قتادة بن نعمان به نزد خاندانى از ما كه اهل شرف و حسب و نسبند رفته و آنان را به عمل سرقت متهم كرده است با اينكه اهل آن خانواده اين كاره نيستند، رسول خدا ٦ از شنيدن اين سخن اندوهناك شد (كه چرا قتاده مرتكب تهمت شده است) و به عنوان گلايه به او فرمود: آيا به سر وقت خاندانى شريف و آبرومند و داراى حسب و نسب مىروى و آنان را متهم به سرقت مىكنى؟ و او را به سختى عتاب فرمود، قتاده از اين بابت سخت در اندوه شد و به سوى عمويش برگشت و گفت: اى كاش مرده بودم و ماجراى تو را نزد رسول خدا ٦ نبرده بودم و اينطور مورد عتاب آن جناب قرار نمىگرفتم، عمويش در پاسخ گفت: اللَّه المستعان ، (تنها كسى كه بايد از او يارى خواست خداى تعالى است).
چيزى نگذشت كه اين آيه شريفه بر پيامبر نازل شد:( إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِ) ...(إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ ).
قمى سپس گفته است: يعنى ما لا يرضى من الفعل كارى را كه خدا راضى نيست طرح ريزى مىكنند و در اين آيه، كلمه قول در جاى فعل قرار گرفته:( ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا) ...(وَ مَنْ يَكْسِبْ خَطِيئَةً أَوْ إِثْماً ثُمَّ يَرْمِ بِهِ بَرِيئاً )، قمى گفته است: اين لبيد بن سهل بود كه(احْتَمَلَ بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً)[١].
و در تفسير قمى است كه ابى الجارود از امام باقر (ع) روايت كرده كه فرمود:
چند تن از خويشاوندان نزديك بشير به يكديگر گفتند: چه خوب است نزد رسول خدا ٦ رفته و با وى در باره رفيقمان وساطت كنيم و يا او را بى گناه قلمداد نموده، بگوئيم: بشير مبراى از دزدى است ولى وقتى آيه:( يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ) ...(وَكِيلًا ) نازل شد،
[١] تفسير قمى، ج ١ ص ١٥٠.