ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٠٦ - بحث روايتى(رواياتى در ذيل آيات گذشته مربوط به نماز خوف و نماز مسافر و وقت نمازهاى واجب)
و نسايى و ابن ماجه و ابن جارود و ابن خزيمه و طحاوى و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و نحاس (در ناسخ خود) و ابن حبان همگى از يعلى بن اميه روايت آوردهاند كه گفت: من از عمر بن خطاب پرسيدم: آيه شريفه:(فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ إِنْ خِفْتُمْ أَنْ يَفْتِنَكُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا) شكستن نماز را مخصوص خوف دانسته و امروز مردم خوفى ندارند، ديگر چرا بايد نماز را شكسته بخوانند؟
عمر گفت: من نيز همين تعجب تو را كردم و علت آن را از رسول خدا ٦ جويا شدم. فرمود: تعبير به لا جناح عليكم براى اين است كه بفهماند اين حكم تصدق و ارفاقى است از ناحيه خدا به شما مسلمين. و اما اينكه واجب است نماز شكسته شود براى اين است كه قبول تصدق خدا واجب است، پس صدقه خدا را قبول كنيد (و در سفر نماز را تمام نخوانيد).[١] و در همان كتاب است كه عبد بن حميد و نسايى و ابن ماجه و ابن حبان و بيهقى در كتاب سنن خود از امية بن عبد اللَّه بن خالد بن اسد روايت آورده كه از پسر عمر پرسيده است: آيا به نماز شكسته رأى مىدهى؟ با اينكه ما تنها نماز خوف را در قرآن مىبينيم و اما نماز مسافر را نمىيابيم. پسر عمر گفت: اى برادر زاده، خداى تعالى محمد ٦ را وقتى فرستاد كه ما هيچ چيزى نمىدانستيم، ناگزير ما آنچه مىكنيم، طبق عمل رسول خدا ٦ مىكنيم، بايد ببينيم آن جناب چه مىكرده و شكستن نماز در سفر سنتى است كه آن را رسول خدا باب كرده است.[٢] و در همان كتاب است كه ابن ابى شيبه و ترمذى (وى حديث را صحيح دانسته) و نسايى از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت: ما در بين راه مكه و مدينه نماز را شكسته خوانديم با اينكه ايمن بوديم و هيچ خوفى نداشتيم.[٣] و نيز در همان كتاب آمده كه ابن ابى شيبه و احمد و بخارى و مسلم و ابو داود و ترمذى و نسايى از حارثة بن وهب خزاعى روايت كردهاند كه گفت: من نماز ظهر و عصر را در منا با جمعيتى بسيار زياد و با امنيتى كامل به رسول خدا ٦ اقتدا كردم، و آن جناب دو ركعتى خواند.[٤] و در كافى به سند خود از داود بن فرقد روايت كرده كه گفت: من از امام صادق
[١] ( ١ و ٢) در المنثور ج ٢ ص ٢٠٩، ط بيروت.
[٢] ( ١ و ٢) در المنثور ج ٢ ص ٢٠٩، ط بيروت.
[٣] ( ٣ و ٤) در المنثور ج ٢، ص ٢٠٩.
[٤] ( ٣ و ٤) در المنثور ج ٢، ص ٢٠٩.