ترجمه تفسیر المیزان
(١)
(17) سوره اسرى مكى است و 111 آيه دارد
٣ ص
(٢)
سوره الإسراء(17) آيه 1
٣ ص
(٣)
ترجمه آيه
٣ ص
(٤)
بيان آيه
٣ ص
(٥)
نقل برخى اقوال در باره مدنى بودن بعضى از آيات سوره اسراء و اشاره به مفاد كلى اين سوره مباركه
٤ ص
(٦)
معناى آيه شريفه سبحان الذي أسرى بعبده
٦ ص
(٧)
بحث روايتى روايتى مفصل در شرح واقعه اسراء و معراج و آنچه پيامبر
٧ ص
(٨)
روايات ديگرى در شرح اسراء و معراج
١٩ ص
(٩)
رد رواياتى كه بنا بر آنها معراج جسمانى نبوده و در عالم رؤيا صورت گرفته است
٢٩ ص
(١٠)
خلاصه آنچه كه از روايات اسراء و معراج استفاده مىشود در مجمع البيان طبرسى
٣٣ ص
(١١)
اقوال مختلف در باره زمان و مكان معراج و اينكه جسمانى بوده يا روحانى
٣٨ ص
(١٢)
بحثى ديگر(تقسيم جزئيات مربوط به معراج به چهار قسم، از نظر معنى و سند)
٤١ ص
(١٣)
سوره الإسراء(17) آيات 2 تا 8
٤٤ ص
(١٤)
ترجمه آيات
٤٤ ص
(١٥)
بيان آيات
٤٥ ص
(١٦)
اشاره به مورد استعمال كلمه كتاب در قرآن مجيد و وجه اينكه وكيل گرفتن غير خدا شرك است
٤٦ ص
(١٧)
وجه منصوب بودن كلمه ذرية در جمله ذرية من حملنا مع نوح و معنايى كه از آن استفاده مىشود
٤٨ ص
(١٨)
معانى مختلف واژه قضاء و معناى آيه و قضينا إلى بني إسرائيل في الكتاب لتفسدن في الأرض
٤٩ ص
(١٩)
توضيح معناى آيه شريفه فإذا جاء وعد أولاهما و اشاره به ضعف وجوه ديگرى كه در اين باره گفته شده است
٥١ ص
(٢٠)
آثار نيك و بد اعمال به عامل بر مىگردد(إن أحسنتم أحسنتم لأنفسكم و إن أسأتم فلها)
٥٣ ص
(٢١)
بحث روايتى
٥٦ ص
(٢٢)
مقصود از دو بار سركوب شدن و هلاكت بنى اسرائيل بر اثر دو بار فساد انگيزى آنان بر روى زمين
٥٨ ص
(٢٣)
سوره الإسراء(17) آيات 9 تا 22
٦٠ ص
(٢٤)
ترجمه آيات
٦١ ص
(٢٥)
بيان آيات
٦٢ ص
(٢٦)
توضيح در مورد اينكه قرآن بدانچه اقوم است هدايت مىكند و اينكه اسلام دين قيم است
٦٢ ص
(٢٧)
خداوند براى مؤمنان صالح العمل بر خود حق قرار داده است(أن لهم أجرا كبيرا)
٦٤ ص
(٢٨)
بيان اينكه انسان عجول بوده و آن سان كه در طلب خيرات است در پى شر نيز مىباشد(و يدع الإنسان بالشر دعاءه بالخير)
٦٦ ص
(٢٩)
مراد از آيت بودن شب و روز و محو آيت ليل و مبصره بودن آيات نهار
٦٩ ص
(٣٠)
وجود قدرت و آزادى، دليل و مجوز ارتكاب هر عملى نيست
٧١ ص
(٣١)
معناى طائر و مراد از جمله و كل إنسان ألزمناه طائره في عنقه
٧٢ ص
(٣٢)
عاقبت و سرنوشت انسان با اعمال ارادى و اختيارى او لزوم و حتميت پيدا مىكند
٧٤ ص
(٣٣)
مقصود از كتابى كه در قيامت براى افراد انسان بيرون آورده مىشود(و نخرج له يوم القيامة كتابا يلقاه منشورا) حقايق اعمال هر كس است كه به او نمايانده مىشود
٧٥ ص
(٣٤)
هدايت هر كس به سود خود و ضلالتش عليه خود است(و لا تزر وازرة وزر أخرى)
٧٧ ص
(٣٥)
توضيح اينكه فرمود و ما كنا معذبين حتى نبعث رسولا
٧٨ ص
(٣٦)
مقصود از اراده هلاك قريه در جمله و إذا أردنا أن نهلك قرية
٨١ ص
(٣٧)
وجوه مختلفى كه در توضيح و توجيه جمله أمرنا مترفيها ففسقوا فيها با توجه به اينكه خداوند امر به فحشاء نمىكند، گفته شده است
٨٢ ص
(٣٨)
مراد از عاجله در ايه من كان يريد العاجلة
٨٦ ص
(٣٩)
اعمال آدمى اسباب اخروى هستند و بر خلاف اسباب دنيوى تخلف ناپذيرند
٩٠ ص
(٤٠)
بيان اينكه دنيا طلبان در اعمال دنيوى، و عقبى طلبان در اعمال اخروى مستمد از عطاى خداوندند
٩١ ص
(٤١)
توضيح اينكه درجات اخروى بزرگتر از درجات دنيوى است
٩٤ ص
(٤٢)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل برخى آيات گذشته)
٩٦ ص
(٤٣)
گفتارى در چند فصل پيرامون قضاء
٩٧ ص
(٤٤)
فصل 1 - در معنا و حدود آن 1 - معنا و حدود قضاى تكوينى و تشريعى
٩٧ ص
(٤٥)
فصل 2 - نظرى فلسفى در معناى قضاء
١٠٠ ص
(٤٦)
فصل 3 - روايات هم اين نظريه را تاييد مىكنند 3 - قضاء در روايات آخرين مرحله از مراحل علم، مشيت، اراده، تقدير و قضا مىباشد
١٠١ ص
(٤٧)
بحث فلسفى(در بيان اينكه فيض خداوند مطلق و نامحدود است و منشا اختلاف انواع و افراد اختلاف قابليتها است)
١٠٣ ص
(٤٨)
سوره الإسراء(17) آيات 23 تا 39
١٠٥ ص
(٤٩)
ترجمه آيات
١٠٦ ص
(٥٠)
بيان آيات قضاء تشريعى خداوند به نپرستيدن جز او
١٠٧ ص
(٥١)
نيكى كردن به والدين، از مهمترين واجبات بعد از توحيد
١٠٩ ص
(٥٢)
اشاره به وجه اينكه فرمود اسرافكاران برادران شياطين هستند
١١٢ ص
(٥٣)
نهى از افراط و تفريط در انفاق
١١٤ ص
(٥٤)
نهى از فرزند كشى(چه دختر و چه پسر) از بيم فقر و گرسنگى كه در عرب رسم بوده
١١٦ ص
(٥٥)
نهى شديد از زنا كارى
١١٧ ص
(٥٦)
گفتارى پيرامون حرمت زنا بحث قرآنى و اجتماعى پيرامون حرمت زنا
١١٨ ص
(٥٧)
بيان آيه
١٢٣ ص
(٥٨)
معناى جمله فلا يسرف في القتل إنه كان منصورا
١٢٣ ص
(٥٩)
نهى از تصرف در مال يتيم و امر به وفاء به عهد
١٢٤ ص
(٦٠)
امر به مراعات عدالت و وفا در كيل و وزن و بيان خير و أحسن تأويلا بودن آن
١٢٥ ص
(٦١)
نهى از متابعت از غير علم(لا تقف ما ليس لك به علم) و اشاره به حكم فطرت به لزوم پيروى از علم يا پيروى از ظن به استناد حجت علمى و عقلى
١٢٦ ص
(٦٢)
تعليل نهى از پيروى از غير علم به إن السمع و البصر و الفؤاد كل أولئك كان عنه مسؤلا
١٣٠ ص
(٦٣)
نهى از تكبر و گردن فرازى كردن
١٣٢ ص
(٦٤)
بحث روايتى
١٣٣ ص
(٦٥)
رواياتى در ذيل جمله و بالوالدين إحسانا در باره نيكى كردن به پدر و مادر
١٣٤ ص
(٦٦)
چند روايت در معناى اوابين
١٣٥ ص
(٦٧)
رواياتى در باره اجتناب از افراط و تفريط در انفاق در ذيل آيه و لا تجعل يدك مغلولة إلى عنقك
١٣٦ ص
(٦٨)
چند روايت در ذيل آيه و من قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا
١٣٨ ص
(٦٩)
رواياتى در باره پيروى نكردن از غير علم و تقسيم شدن ايمان، بر اعضاء و جوارح(إن السمع و البصر )
١٣٩ ص
(٧٠)
سوره الإسراء(17) آيات 40 تا 55
١٤١ ص
(٧١)
ترجمه آيات
١٤٢ ص
(٧٢)
بيان آيات
١٤٣ ص
(٧٣)
تصريف آيات(تنوع بيان و احتجاج) به منظور متذكر شدن شنوندگان
١٤٤ ص
(٧٤)
با اينكه ثمره تصريف آيات ازدياد نفرت كفار بوده، حكمت نزول آيات چه بوده است؟
١٤٥ ص
(٧٥)
تقرير استدلال براى نفى شريك به اينكه اگر با خدا آلههاى مىبود راهى به سوى خداى ذى العرش جستجو مىكردند(إذا لابتغوا إلى ذي العرش سبيلا)
١٤٦ ص
(٧٦)
تسبيح سنگ و چوب به چه معنا است؟
١٤٩ ص
(٧٧)
وجود سرا پا فقر و نياز موجودات، وجود رب واحد را اعلام مىكند
١٥٠ ص
(٧٨)
هر موجودى از موجودات داراى مرتبهاى از علم است و تسبيح موجودات تسبيح حقيقى است
١٥١ ص
(٧٩)
وجود موجودات هم حمد خدا و هم تسبيح او است
١٥٣ ص
(٨٠)
وجوه مختلفى كه در معناى حجابا مستورا در آيه و إذا قرأت القرآن جعلنا بينك و بين الذين لا يؤمنون گفته شده است
١٥٦ ص
(٨١)
مشركين دليلى بر انكار معاد نداشته، فقط آن را استبعاد مىكنند و خداوند با اشاره به قدرت مطلقه خود به آنان پاسخ مىدهد
١٥٩ ص
(٨٢)
امر به خوش زبانى و اجتناب از درشتگويى
١٦١ ص
(٨٣)
سعادت و شقاوت هر كس بسته به مشيت الهى است كه بر اساس عمل تعيين مىشود
١٦٣ ص
(٨٤)
بحث روايتى
١٦٥ ص
(٨٥)
رواياتى در باره تسبيح موجودات و سفارش مدارا با حيوانات
١٦٥ ص
(٨٦)
توضيحى در مورد تسبيح محسوس برخى موجودات كه در پارهاى روايات نقل شده است
١٦٩ ص
(٨٧)
چند روايت در باره بسم الله الرحمن الرحيم در ذيل آيه و إذا ذكرت ربك
١٧٠ ص
(٨٨)
سوره الإسراء(17) آيات 56 تا 65
١٧٣ ص
(٨٩)
ترجمه آيات
١٧٣ ص
(٩٠)
بيان آيات
١٧٤ ص
(٩١)
استدلال بر نفى الوهيت خدايان مشركين به اينكه لازمه ربوبيت، داشتن قدرت بر رساندن سود و دفع ضرر است
١٧٥ ص
(٩٢)
چند وجه ديگر در بيان مراد از مالك نفع و ضرر نبودن بتها
١٧٦ ص
(٩٣)
دعا و در خواست حقيقى از خداى سبحان مستجاب است، بر خلاف دعاى مشركين و طلب از بتها كه قادر بر اجابت نيستند
١٧٨ ص
(٩٤)
توضيح اينكه آلهه دروغين، خود در جستجوى وسيله به سوى پروردگارشان هستند
١٧٩ ص
(٩٥)
وجوه ديگرى كه در معناى جمله يبتغون إلى ربهم الوسيلة أيهم أقرب گفتهاند
١٨٠ ص
(٩٦)
سنت الهى در اقوام گذشته دعوت به حق، به سعادت رساندن مؤمنان و هلاكت يا عذاب شديد منكران و طاغيان
١٨٢ ص
(٩٧)
مراد از كتاب در جمله كان ذلك في الكتاب مسطورا و بحثى كه برخى مفسرين با قول به اينكه مراد از كتاب لوح محفوظ است در ذيل آن عنوان كردهاند
١٨٣ ص
(٩٨)
از آنجا كه خواست خدا بر اين است كه امت اسلام را پيش از مهلت منقرض نسازد، پيشنهاد كفار راجع به آوردن آيات را اجابت نكرد
١٨٥ ص
(٩٩)
دو وجه ديگر در معناى آيه و ما منعنا أن نرسل بالآيات إلا أن كذب بها الأولون
١٨٦ ص
(١٠٠)
مراد از رؤيا و شجره ملعونه در آيه و ما جعلنا الرؤيا التي أريناك
١٨٨ ص
(١٠١)
بيان اينكه آيه شريفه ناظر به بنى اميه است و نقل سخن بعضى از مفسرين كه رؤيا را معراج و شجره ملعونه را شجره زقوم دانستهاند و جواب آن
١٩٢ ص
(١٠٢)
رد وجه ديگرى كه رؤيا را به جنگ بدر مربوط دانسته است
١٩٦ ص
(١٠٣)
ياد آورى داستان سجده نكردن ابليس بر آدم
١٩٨ ص
(١٠٤)
مراد از مشاركت شيطان در اموال و اولاد مردم در خطاب و شاركهم في الأموال و الأولاد
٢٠١ ص
(١٠٥)
بحث روايتى رواياتى در ذيل آيه و ما منعنا أن نرسل بالآيات
٢٠٣ ص
(١٠٦)
روايات متعدد از طرق عامه و خاصه راجع به خواب ديدن پيامبر
٢٠٤ ص
(١٠٧)
چند روايت در باره شركت شيطان در اموال و اولاد مردم
٢٠٧ ص
(١٠٨)
سوره الإسراء(17) آيات 66 تا 72
٢٠٨ ص
(١٠٩)
ترجمه آيات
٢٠٨ ص
(١١٠)
بيان آيات
٢٠٩ ص
(١١١)
انسان چه در ضراء كه خدا را مىخواند و چه در سراء كه از خدا اعراض مىكند بالفطره متوجه خدا است
٢١٠ ص
(١١٢)
آيا در خشكى تضمينى و تامينى از گرفتارىها داريد كه از خدا اعراض مىكنيد
٢١٣ ص
(١١٣)
معناى آيه و لقد كرمنا بني آدم
٢١٤ ص
(١١٤)
معناى جمله و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا
٢١٦ ص
(١١٥)
فرق بين تكريم و تفضيل انسان و چند وجه ديگر كه در بيان فرق بين كرمنا بني آدم و فضلناهم گفته شده است
٢١٧ ص
(١١٦)
آيه شريفه ناظر به تفضيل انسان از حيث وجود مادى است و ملائكه از مفضل عليه(كثير ممن خلقنا) خارج است
٢١٩ ص
(١١٧)
گفتار در برترى انسان از ملائكه
٢٢١ ص
(١١٨)
افضل بودن اطاعت انسان از جهت كشف صفاى باطن و حسن سريره او است
٢٢٥ ص
(١١٩)
موارد استعمال كلمه امام در قرآن و مراد از امامهم در جمله يوم ندعوا كل أناس بإمامهم
٢٢٧ ص
(١٢٠)
اقوال و وجوه مختلف در باره مراد از امام در جمله فوق
٢٢٩ ص
(١٢١)
مراد از اينكه فرمود من كان في هذه أعمى فهو في الآخرة أعمى و وجوهى كه در اين باره گفته شده است
٢٣٢ ص
(١٢٢)
بحث روايتى(رواياتى در باره برترى انسان، احضار هر گروه با امام خود در قيامت و )
٢٣٣ ص
(١٢٣)
سوره الإسراء(17) آيات 73 تا 81
٢٣٦ ص
(١٢٤)
ترجمه آيات
٢٣٦ ص
(١٢٥)
بيان آيات
٢٣٧ ص
(١٢٦)
نيرنگ مشركين براى اينكه پيامبر
٢٣٨ ص
(١٢٧)
معناى دلوك شمس و غسق الليل در آيه أقم الصلاة لدلوك الشمس
٢٤٠ ص
(١٢٨)
امر به رسول
٢٤١ ص
(١٢٩)
مقصود از دخول و خروج به صدق در رب أدخلني مدخل صدق
٢٤٢ ص
(١٣٠)
بحث روايتى رواياتى در ذيل آيه و إن كادوا ليفتنونك كه خدعه مشركين با رسول الله
٢٤٤ ص
(١٣١)
رواياتى در باره واجب شدن نمازهاى پنجگانه و مراد از مشهود بودن قرآن فجر(نماز صبح) در ذيل آيه أقم الصلاة
٢٤٦ ص
(١٣٢)
سوره الإسراء(17) آيات 82 تا 100
٢٤٩ ص
(١٣٣)
ترجمه آيات
٢٥٠ ص
(١٣٤)
بيان آيات قرآن از جهت اينكه معالج امراض قلبى است، براى مؤمنين«شفاء» و به لحاظ اينكه صحت و استقامت نفسانى مىآورد«رحمت» است
٢٥١ ص
(١٣٥)
قران از جهت اينكه معالج امراض قلبى است براى مؤمنين«شفاء» و به لحاظ اينكه صحت و استقامت نفسانى مياورد«رحمت» است
٢٥٢ ص
(١٣٦)
توضيح اينكه قران ظالمين را جز زيان نمى افزايد
٢٥٤ ص
(١٣٧)
بيان حال انسان عادى دلبسته به اسباب ظاهرى كه در حال تنعم از خدا دور شده و در شر و بد حالى نوميد است
٢٥٦ ص
(١٣٨)
بحثى فلسفى(در بيان اينكه شرور بالعرض داخل در قضاى الهى هستند)
٢٥٨ ص
(١٣٩)
بنيه بدنى، صفات اخلاقى و محيط اجتماعى در حد اقتضاء، و نه عليت تامه - در اعمال آدمى اثر دارد(كل يعمل على شاكلته)
٢٦٢ ص
(١٤٠)
بيان اينكه سعادت و شقاوت ضرورى و تغيير ناپذير نيست و اكتسابى و از آثار اعتقادات و اعمال انسان مىباشد
٢٦٤ ص
(١٤١)
بحث فلسفى(در باره سنخيت وجودى و رابطه ذاتى بين فعل و علت فاعلى)
٢٦٨ ص
(١٤٢)
وجود رابطه و سنخيت بين فعل و فاعل از نظر قرآن
٢٦٩ ص
(١٤٣)
دنباله بحث سابق از نظر قرآن
٢٦٩ ص
(١٤٤)
بيان آيات
٢٧٠ ص
(١٤٥)
معناى روح و مراد از امر خدا و توضيح اينكه روح از امر خدا است
٢٧٠ ص
(١٤٦)
موارد اطلاق و استعمال كلمه روح در آيات قرآن مجيد
٢٧٤ ص
(١٤٧)
اقوال مختلف و متعدد مفسرين در باره مراد از روح در آيه يسئلونك عن الروح
٢٧٦ ص
(١٤٨)
مشركين از در عناد و لجاجت، ايمان آوردن خود را به انجام معجزاتى غريب و ناممكن مشروط مىكنند
٢٨٠ ص
(١٤٩)
تحقق بخشيدن به پيشنهاد مشركين، در شان پيامبر
٢٨١ ص
(١٥٠)
تقرير و توضيح برهان بر نبوت عامه و اثبات آن، كه در جواب خداوند به مشركين كه رسالت يك فرد بشرى را محال مىدانستند بيان گشته است
٢٨٤ ص
(١٥١)
چون دليل و برهان نتيجه نبخشيد، گواهى را به خدا واگذار
٢٨٨ ص
(١٥٢)
معناى جمله قادر على أن يخلق مثلهم و بيان اينكه انسان مبعوث در قيامت عين انسان دنيايى است نه مانند او
٢٩٠ ص
(١٥٣)
بحث روايتى رواياتى در باره نيت و عمل در ذيل جمله كل يعمل على شاكلته
٢٩٣ ص
(١٥٤)
چند روايت در باره شان نزول آيه يسئلونك عن الروح و بيان مراد از روح
٢٩٤ ص
(١٥٥)
روايتى متضمن گفتگوى قريش با پيامبر
٢٩٦ ص
(١٥٦)
سوره الإسراء(17) آيات 101 تا 111
٣٠٠ ص
(١٥٧)
ترجمه آيات
٣٠٠ ص
(١٥٨)
بيان آيات
٣٠١ ص
(١٥٩)
مقصود از معجزات نه گانه موسى
٣٠٢ ص
(١٦٠)
معناى اينكه خطاب به بنى اسرائيل فرمود اسكنوا الأرض فإذا جاء وعد الآخرة
٣٠٣ ص
(١٦١)
حكمت نزول تدريجى و تفريق قرآن، مقارن شدن علم و عمل به قرآن و تماميت يافتن استعداد مردم در تلقى آن است
٣٠٥ ص
(١٦٢)
توضيحى در مورد بىنياز بودن قرآن از ايمان مشركين به آن، براى ثبوت حقانيت و كمالش
٣٠٨ ص
(١٦٣)
اشاره به اقسام نامها و بيان مراد از جمله فله الأسماء الحسنى
٣٠٩ ص
(١٦٤)
رد عقيده بت پرستان كه اسماء متعدد خدا را حاكى از آلهه متعدد پنداشته به شركت در عبادت مبتلا شدهاند و بيان اينكه اسماء خداى تعالى مرآت و معرف يك مسمى هستند
٣١٠ ص
(١٦٥)
نفى فرزند، ولى و شريك داشتن خداى تعالى
٣١٣ ص
(١٦٦)
بحث روايتى(رواياتى در ذيل برخى آيات گذشته)
٣١٤ ص
(١٦٧)
رواياتى در باره اسماء حسنى، اسماء حقيقى و اسماء اسماء خدا و عقائد بت پرستان در باره اسماء خدا
٣١٤ ص
(١٦٨)
چند روايت در باره جهر و اخفاف در نماز
٣١٧ ص
(١٦٩)
بحثى روايتى و قرآنى(در باره تفريق آيات قرآن - و قرآنا فرقناه ) تقسيم قرآن به آيات و سور
٣١٨ ص
(١٧٠)
عدد سورهها و آيات قرآن كريم
٣٢٠ ص
(١٧١)
ترتيب سورههاى قرآن كريم
٣٢٢ ص
(١٧٢)
(18) سوره كهف مكى است و 110 آيه دارد
٣٢٥ ص
(١٧٣)
سوره الكهف(18) آيات 1 تا 8
٣٢٥ ص
(١٧٤)
ترجمه آيات
٣٢٥ ص
(١٧٥)
بيان آيات آهنگ و مفاد كلى اين سوره مباركه
٣٢٦ ص
(١٧٦)
توضيح مقصود از اينكه قرآن عوج(كجى) نداشته، قيم است و اشاره به اقوال مختلف مفسرين در ذيل جمله لم يجعل له عوجا
٣٢٦ ص
(١٧٧)
قول و اعتقاد به فرزند داشتن خدا چه به نحو حقيقى و چه به نحو مجاز باطل و ممنوع است
٣٣١ ص
(١٧٨)
هدف از خلق زينت بر روى زمين آزمايش انسانها و تميز نيك و بد بر اساس اعتقاد و عمل است
٣٣٢ ص
(١٧٩)
بحث روايتى(رواياتى در تفسير جملات لينذر بأسا شديدا ، فلعلك باخع نفسك و لنبلوهم أيهم أحسن عملا )
٣٣٤ ص
(١٨٠)
سوره الكهف(18) آيات 9 تا 26
٣٣٦ ص
(١٨١)
ترجمه آيات
٣٣٧ ص
(١٨٢)
بيان آيات وجه اتصال و رابطه آياتى كه داستان اصحاب كهف را حكايت مىكنند با آيات قبل
٣٣٩ ص
(١٨٣)
بيان اينكه اصحاب رقيم نام ديگر اصحاب كهف است
٣٤١ ص
(١٨٤)
مقصود از رحمت و رشد در دعاى اصحاب كهف ربنا آتنا من لدنك رحمة و هيئ لنا من أمرنا رشدا
٣٤٣ ص
(١٨٥)
معناى جمله فضربنا على آذانهم في الكهف سنين عددا
٣٤٤ ص
(١٨٦)
معناى اينكه فرمود سپس اصحاب كهف را بيدار كرديم لنعلم أي الحزبين أحصى
٣٤٦ ص
(١٨٧)
اقرار به توحيد پروردگار و نفى ربوبيت ارباب و آلهه در گفتگوى اصحاب كهف با خود
٣٤٨ ص
(١٨٨)
جزئياتى از داستان اصحاب كهف كه از آيات استفاده مىشود
٣٥٠ ص
(١٨٩)
وضعيت جغرافيايى غار اصحاب كهف و كيفيت قرار گرفتن اصحاب كهف در آن
٣٥٢ ص
(١٩٠)
بيان غايت و هدف از بعث(بيدار كردن) اصحاب كهف و اشاره به همانند بودن خواب آنان و مرگ اهل دنيا
٣٥٦ ص
(١٩١)
چند وجه ديگر در باره غايت بعث اصحاب كهف(ليتسائلوا بينهم )
٣٥٨ ص
(١٩٢)
معناى جمله لبثنا يوما أو بعض يوم
٣٥٨ ص
(١٩٣)
جمله ربكم أعلم بما لبثتم انحصار علم حقيقى به معناى احاطه بر عين موجودات و حوادث، به خداى تعالى را افاده مىكند
٣٦٠ ص
(١٩٤)
گفتگوى اصحاب كهف بعد از بيدار شدن در باره رفتن به شهر
٣٦١ ص
(١٩٥)
نگرانى اصحاب كهف از فاش شدن رازشان و دست يافتن كفار به آنان
٣٦٢ ص
(١٩٦)
با اينكه تقيه و تظاهر به كفر از روى اضطرار جايز است سبب نگرانى و بيم اصحاب كهف چه بوده است؟
٣٦٤ ص
(١٩٧)
توضيح آيه فقالوا ابنوا عليهم بنيانا كه گفتگوى و مجادله مردم را در باره اصحاب كهف حكايت مىكند
٣٦٧ ص
(١٩٨)
وجه دلالت بيدار شدن اصحاب كهف بعد از خواب چند صد ساله، بر حق بودن معاد و قيامت
٣٦٩ ص
(١٩٩)
مقصود از الذين غلبوا على أمرهم در آيه قال الذين غلبوا على أمرهم
٣٧١ ص
(٢٠٠)
حكايت اختلاف مردم در عدد اصحاب كهف و بيان اينكه ايشان هفت نفر بودهاند
٣٧٢ ص
(٢٠١)
توضيح در مورد اينكه بايد كار فردا را به مشيت خدا(ان شاء الله) مشروط كرد و بيان اينكه هر عملى از هر عاملى موقوف به اذن و مشيت خداى تعالى است
٣٧٥ ص
(٢٠٢)
وجوه ديگرى كه در باره استثناء در آيه و لا تقولن لشيء إني فاعل ذلك غدا إلا أن يشاء الله گفته شده است
٣٧٨ ص
(٢٠٣)
معناى آيه و اذكر ربك إذا نسيت و وجوهى كه در معناى آن گفته شده است
٣٨١ ص
(٢٠٤)
توضيح آيه و لبثوا في كهفهم ثلاث مائة سنين و ازدادوا تسعا كه عدد سالهاى اقامت اصحاب كهف را در غار حكايت مىكند
٣٨٣ ص
(٢٠٥)
بحث روايتى روايتى در شرح داستان اصحاب كهف
٣٨٦ ص
(٢٠٦)
موارد و جهات اختلاف در روايات راجع به داستان اصحاب كهف
٣٩٠ ص
(٢٠٧)
روايات ديگرى پيرامون داستان اصحاب كهف
٣٩٣ ص
(٢٠٨)
چند روايت حاكى از اينكه اصحاب كهف مدتى تقيه مىكردهاند
٣٩٤ ص
(٢٠٩)
روايت مشهورى از ابن عباس در نقل داستان
٣٩٥ ص
(٢١٠)
رواياتى متضمن ذكر اسماء اصحاب كهف
٣٩٩ ص
(٢١١)
گفتارى در چند فصل پيرامون اصحاب كهف و سر گذشت ايشان
٤٠٢ ص
(٢١٢)
1 - داستان اصحاب كهف در تعدادى از روايات دو سبب عمده وجود اختلاف شديد در مضامين روايات راجع به اصحاب كهف
٤٠٢ ص
(٢١٣)
2 - داستان اصحاب كهف از نظر قرآن
٤٠٤ ص
(٢١٤)
3 - داستان از نظر غير مسلمانان
٤٠٧ ص
(٢١٥)
4 - غار اصحاب كهف كجا است؟
٤٠٨ ص
(٢١٦)
سوره الكهف(18) آيات 27 تا 31
٤١٤ ص
(٢١٧)
ترجمه آيات
٤١٤ ص
(٢١٨)
بيان آيات مفاد كلى اين آيات و ربط آنها با آيات قبل
٤١٥ ص
(٢١٩)
وظيفه پيامبر
٤١٦ ص
(٢٢٠)
معناى صبر و وجه و مراد از اراده و طلب وجه خدا و دعاى صبح و شام در آيه و اصبر نفسك مع الذين
٤١٧ ص
(٢٢١)
بيان عدم دلالت جمله لا تطع من أغفلنا قلبه بر جبر و اشاره به اينكه جبر مجازاتى ناشى از اختيار، با اختيار منافات ندارد
٤١٩ ص
(٢٢٢)
اى پيامبر! حق را بگو و از ايمان نياوردن مردم تاسف مخور كه ظالمان را آتش و مؤمنان صالح العمل را پاداش است
٤٢٠ ص
(٢٢٣)
بحث روايتى رواياتى در باره تقاضاى مشركين از پيامبر مبنى بر دور ساختن افراد فقير از خود، و رواياتى ديگر در ذيل آيات گذشته
٤٢٢ ص
(٢٢٤)
سوره الكهف(18) آيات 32 تا 46
٤٢٥ ص
(٢٢٥)
ترجمه آيات
٤٢٦ ص
(٢٢٦)
بيان آيات مثلى بيانگر حال دنيا طلبان كه به مالكيت كاذب خود دل بستهاند
٤٢٧ ص
(٢٢٧)
فخر فروشى و تكبر مرد توانگر و ثروتمند غافل از مالكيت مطلقه خداوند، در برابر رفيق مؤمن خود
٤٢٩ ص
(٢٢٨)
آدمى بالفطرة به چيزى كه آن را باقى و ماندگار بداند دل مىبندد و چشم خود را بر فرض فناى محبوب خود مىبندد
٤٣١ ص
(٢٢٩)
توانگر غافل از خدا، خود را محق و شايسته بر خوردارى و تنعم مىداند حتى در قيامت!
٤٣٣ ص
(٢٣٠)
توضيح جواب رفيق مؤمن آن مرد توانگر مغرور، به او كه از دو جهت سخنان غرور آميز او را رد و ابطال مىكند
٤٣٤ ص
(٢٣١)
وجه اينكه مرد فقير در جمله أ كفرت بالذي خلقك رفيق توانگر خود را كافر خواند
٤٣٥ ص
(٢٣٢)
بيان اينكه در فرض مقايسه، نسبت به اسباب ظاهرى، ولايت از آن خداى حق است و خدا از نظر ثواب و فرجام بهتر است
٤٤٠ ص
(٢٣٣)
مثلى ديگر براى بيان حقيقت زندگى دنيا و زينتهاى سريع الزوال آن و اينكه باقيات صالحات بهتر است
٤٤٢ ص
(٢٣٤)
سوره الكهف(18) آيات 47 تا 59
٤٤٤ ص
(٢٣٥)
ترجمه آيات
٤٤٥ ص
(٢٣٦)
بيان آيات
٤٤٦ ص
(٢٣٧)
ياد آورى قيام قيامت و عرضه گشتن مشركين و همه مردم بر پروردگار، همراه با اعمالشان و ديگر هيچ
٤٤٧ ص
(٢٣٨)
اشاره به چند نكته و خصوصيت در باره قيامت
٤٤٨ ص
(٢٣٩)
از ياد بردن قيامت سبب اصلى اعراض از هدايت و فساد اعمال است
٤٤٩ ص
(٢٤٠)
وضع كتاب در قيامت، كتابى كه هيچ صغيره و كبيرهاى را فرو گذار نكرده و مجرمان(چه مشرك و چه غير مشرك) از آن بيمناكند
٤٥١ ص
(٢٤١)
مراد از ولايت شيطان در جمله أ فتتخذونه و ذريته أولياء من دوني و هم لكم عدو
٤٥٣ ص
(٢٤٢)
دو برهان كه در آيه ما أشهدتهم خلق السماوات و الأرض براى نفى ولايت ابليس و ذريهاش اقامه شده است
٤٥٤ ص
(٢٤٣)
وجوه مختلف ديگرى كه مفسرين در باره معنى و مفاد آيه فوق گفتهاند
٤٥٦ ص
(٢٤٤)
معناى اينكه فرمود در قيامت ما بين مشركين و شركاء محل هلاكت قرار دادهايم
٤٥٩ ص
(٢٤٥)
معناى جمله و ربك الغفور ذو الرحمة و معنايى كه در سياق آيات تهديد افاده مىكند
٤٦٣ ص
(٢٤٦)
بحث روايتى(چند روايت در ذيل آيات گذشته)
٤٦٥ ص
(٢٤٧)
سوره الكهف(18) آيات 60 تا 82
٤٦٦ ص
(٢٤٨)
ترجمه آيات
٤٦٧ ص
(٢٤٩)
بيان آيات
٤٦٨ ص
(٢٥٠)
آنچه از داستان موسى
٤٦٨ ص
(٢٥١)
اشاره به اينكه انبياء
٤٧٢ ص
(٢٥٢)
ملاقات موسى
٤٧٤ ص
(٢٥٣)
ادب و تواضع فراوان موسى
٤٧٦ ص
(٢٥٤)
صبر نياوردن موسى
٤٧٧ ص
(٢٥٥)
جدا شدن موسى و خضر
٤٨١ ص
(٢٥٦)
بحثى تاريخى در دو فصل
٤٨٥ ص
(٢٥٧)
1 - داستان موسى و خضر در قرآن
٤٨٥ ص
(٢٥٨)
2 - شخصيت خضر
٤٨٧ ص
(٢٥٩)
بحث روايتى رواياتى در باره داستان مصاحبت و مفارقت موسى و خضر
٤٩٠ ص
(٢٦٠)
چند روايت در مورد اينكه خداوند بعد از مرگ بنده صالح، جانشين او در مال و اولاد او مىشود
٤٩٤ ص
(٢٦١)
سوره الكهف(18) آيات 83 تا 102
٤٩٦ ص
(٢٦٢)
ترجمه آيات
٤٩٧ ص
(٢٦٣)
بيان آيات بيان آيات مربوط به شرح حال و بيان داستان ذو القرنين
٤٩٨ ص
(٢٦٤)
ظالمان را عذاب مىكنيم و مؤمنان صالح العمل را جزاى حسنى است
٥٠١ ص
(٢٦٥)
ساختن سد به وسيله ذو القرنين
٥٠٣ ص
(٢٦٦)
وجوهى كه در بيان مراد آيه شريفه أ فحسب الذين كفروا أن يتخذوا عبادي من دوني أولياء گفته شده است
٥٠٧ ص
(٢٦٧)
بحث روايتى اختلافاتى كه از جهات متعدد در روايات مربوط به ذو القرنين وجود دارد
٥٠٩ ص
(٢٦٨)
رواياتى در ذيل برخى جملات آيات راجع به ذو القرنين
٥١٨ ص
(٢٦٩)
گفتارى پيرامون داستان ذو القرنين بحثى قرآنى و تاريخى در چند فصل
٥٢٢ ص
(٢٧٠)
1 - داستان ذو القرنين در قرآن
٥٢٢ ص
(٢٧١)
2 - داستان ذو القرنين و سد و ياجوج و ماجوج از نظر تاريخ
٥٢٣ ص
(٢٧٢)
3 - ذو القرنين كيست و سدش كجا است؟ اقوال مختلف در اين باره
٥٢٦ ص
(٢٧٣)
سخن صاحب تفسير جواهر در اثبات اينكه ذو القرنين، كورش، پادشاه هخامنشى ايران، و ياجوج و ماجوج، اقوام مغول بودهاند
٥٣٦ ص
(٢٧٤)
سوره الكهف(18) آيات 103 تا 108
٥٤٥ ص
(٢٧٥)
ترجمه آيات
٥٤٥ ص
(٢٧٦)
بيان آيات معرفى زيانكارترين زيانكاران(اخسرين اعمالا) كه كارهاى بى نتيجه خود را نيكو مىپندارند و اعمالشان حبط شده، در قيامت وزنى ندارد
٥٤٦ ص
(٢٧٧)
بحث روايتى(رواياتى در باره بالأخسرين أعمالا و جنات الفردوس )
٥٤٩ ص
(٢٧٨)
سوره الكهف(18) آيه 109
٥٥٢ ص
(٢٧٩)
ترجمه آيه
٥٥٢ ص
(٢٨٠)
بيان آيه
٥٥٢ ص
(٢٨١)
اشاره به معناى كلمه خدا و بيان مقصود از اينكه اگر درياها مركب باشد كلمات خدا را با آن نتوان نوشت
٥٥٣ ص
(٢٨٢)
بحث روايتى(روايتى در ذيل آيه گذشته)
٥٥٥ ص
(٢٨٣)
سوره الكهف(18) آيه 110
٥٥٦ ص
(٢٨٤)
ترجمه آيه
٥٥٦ ص
(٢٨٥)
بيان آيه بيان آخرين آيه سوره، كه به سه اصل توحيد، نبوت و معاد اشاره دارد
٥٥٦ ص
(٢٨٦)
بحث روايتى(رواياتى در باره اخلاص در عمل و پرهيز از ريا كارى)
٥٥٨ ص
 
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص

ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٤٠ - سخن صاحب تفسير جواهر در اثبات اينكه ذو القرنين، كورش، پادشاه هخامنشى ايران، و ياجوج و ماجوج، اقوام مغول بودهاند

- كه شايد ساحل غربى آسياى صغير باشد-(وَ وَجَدَ عِنْدَها قَوْماً قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ إِمَّا أَنْ تُعَذِّبَ وَ إِمَّا أَنْ تَتَّخِذَ فِيهِمْ حُسْناً ) از اين رواست كه گفتيم حمله ليديا تنها از باب فساد و ظلم بوده.

آن گاه به طرف صحراى كبير مشرق، يعنى اطراف بكتريا عزيمت نمود، تا غائله قبائل وحشى و صحرانشين آنجا را خاموش كند، چون آنها هميشه در كمين مى‌نشستند تا به اطراف خود هجوم آورده فساد راه بيندازند، و انطباق آيه‌(حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى‌ قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً) روشن است.

و اما سد سازى كورش: بايد دانست سد موجود در تنگه كوه‌هاى قفقاز، يعنى سلسله كوه‌هايى كه از درياى خزر شروع شده و تا درياى سياه امتداد دارد، و آن تنگه را تنگه داريال مى‌نامند كه بعيد نيست تحريف شده از داريول باشد، كه در زبان تركى به معناى تنگه است، و به لغت محلى آن سد را سد دمير قاپو يعنى دروازه آهنى مى‌نامند، و ميان دو شهر تفليس و ولادى كيوكز واقع شده سدى است كه در تنگه‌اى واقع در ميان دو كوه خيلى بلند ساخته شده و جهت شمالى آن كوه را به جهت جنوبى‌اش متصل كرده است، به طورى كه اگر اين سد ساخته نمى‌شد تنها دهانه‌اى كه راه ميان جنوب و شمال آسيا بود همين تنگه بود. با ساختن آن اين سلسله جبال به ضميمه درياى خزر و درياى سياه يك حاجز و مانع طبيعى به طول هزارها كيلومتر ميان شمال و جنوب آسيا شده.

و در آن اعصار اقوامى شرير از سكنه شمال شرقى آسيا از اين تنگه به طرف بلاد جنوبى قفقاز، يعنى ارمنستان و ايران و آشور و كلده، حمله مى‌آوردند و مردم اين سرزمينها را غارت مى‌كردند. و در حدود سده هفتم قبل از ميلاد حمله عظيمى كردند، به طورى كه دست چپاول و قتل و برده‌گيريشان عموم بلاد را گرفت تا آنجا كه به پايتخت آشور يعنى شهر نينوا هم رسيدند، و اين زمان تقريبا همان زمان كورش است.

مورخان قديم- نظير هردوت يونانى- سير كورش را به طرف شمال ايران براى خاموش كردن آتش فتنه‌اى كه در آن نواحى شعله‌ور شده بود آورده‌اند. و على الظاهر چنين به نظر مى‌رسد كه در همين سفر سد مزبور را در تنگه داريال و با استدعاى اهالى آن مرز و بوم و تظلمشان از فتنه اقوام شرور بنا نهاده و آن را با سنگ و آهن ساخته است و تنها سدى كه در دنيا در ساختمانش آهن به كار رفته همين سد است، و انطباق آيه‌(فَأَعِينُونِي بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُمْ رَدْماً آتُونِي زُبَرَ الْحَدِيدِ ...) بر اين سد روشن است.

و از جمله شواهدى كه اين مدعا را تاييد مى‌كند وجود نهرى است در نزديكى اين سد كه آن را نهر سايروس مى‌گويند، و كلمه سايروس در اصطلاح غربيها نام كورش‌