ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٣٣ - ٣ - ذو القرنين كيست و سدش كجا است؟ اقوال مختلف در اين باره
و نيز در اين باره است كه حارثى مىگويد:
|
سموا لنا واحدا منكم فنعرفه |
فى الجاهلية لاسم الملك محتملا |
|
|
كالتابعين و ذى القرنين يقبله |
اهل الحجى فاحق القول ما قبلا |
|
و در اين باره ابن ابى ذئب خزاعى مىگويد:
|
و منا الذى بالخافقين تغربا |
و اصعد فى كل البلاد و صوبا |
|
|
فقد نال قرن الشمس شرقا و مغربا |
و فى ردم ياجوج بنى ثم نصبا |
|
|
و ذلك ذو القرنين تفخر حمير |
بعسكر قيل ليس يحصى فيحسبا |
|
همدانى سپس مىگويد: (علماى همدان مىگويند: ذو القرنين اسمش صعب بن مالك بن حارث الاعلى فرزند ربيعة بن الحيار بن مالك، و در باره ذو القرنين گفتههاى زيادى هست[١].
و اين كلامى است جامع، و از آن استفاده مىشود كه اولا لقب ذو القرنين مختص به شخص مورد بحث نبوده بلكه پادشاهانى چند از ملوك حمير به اين نام ملقب بودهاند، ذو القرنين اول، و ذو القرنينهاى ديگر.
و ثانيا ذو القرنين اول آن كسى بوده كه سد ياجوج و ماجوج را قبل از اسكندر مقدونى به چند قرن بنا نهاده و معاصر با ابراهيم خليل (ع) و يا بعد از او بوده- و مقتضاى آنچه ابن هشام آورده كه وى خضر را در بيت المقدس زيارت كرده همين است كه وى بعد از او بود، چون بيت المقدس چند قرن بعد از حضرت ابراهيم (ع) و در زمان داوود و سليمان ساخته شد- پس به هر حال ذو القرنين هم قبل از اسكندر بوده. علاوه بر اينكه تاريخ حمير تاريخى مبهم است.
بنا بر آنچه مقريزى آورده گفتار در دو جهت باقى مىماند.
يكى اينكه اين ذو القرنين كه تبع حميرى است سدى كه ساخته در كجا است؟.
دوم اينكه آن امت مفسد در زمين كه سد براى جلوگيرى از فساد آنها ساخته شده چه امتى بودهاند؟ و آيا اين سد يكى از همان سدهاى ساخته شده در يمن، و يا پيرامون يمن، از قبيل سد مارب است يا نه؟ چون سدهايى كه در آن نواحى ساخته شده به منظور ذخيره ساختن آب براى آشاميدن، و يا زراعت بوده است، نه براى جلوگيرى از كسى. علاوه بر اينكه در هيچ يك آنها قطعههاى آهن و مس گداخته به كار نرفته، در حالى كه قرآن سد ذو القرنين را
[١] الخطط.