ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٣١ - ٣ - ذو القرنين كيست و سدش كجا است؟ اقوال مختلف در اين باره
|
و الصعب ذو القرنين اصبح ثاويا |
بالجنوفى جدث اشم مقيما[١] |
|
و در بحث روايتى سابق گذشت كه عثمان بن ابى الحاضر براى ابن عباس اين اشعار را انشاد كرد:
|
قد كان ذو القرنين جدى مسلما |
ملكا تدين له الملوك و تحشد |
|
و دو بيت ديگر كه ترجمهاش نيز گذشت.
مقريزى در كتاب الخطط خود مىگويد: بدان كه تحقيق علماى اخبار به اينجا منتهى شده كه ذو القرنين كه قرآن كريم نامش را برده و فرموده: (وَ يَسْئَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ ...) مردى عرب بوده كه در اشعار عرب نامش بسيار آمده است، و اسم اصلىاش صعب بن ذى مرائد فرزند حارث رائش، فرزند همال ذى سدد، فرزند عاد ذى منح، فرزند عار ملطاط، فرزند سكسك، فرزند وائل، فرزند حمير، فرزند سبا، فرزند يشجب، فرزند يعرب، فرزند قحطان، فرزند هود، فرزند عابر، فرزند شالح، فرزند ارفخشد، فرزند سام، فرزند نوح بوده است.
و او پادشاهى از ملوك حمير است كه همه از عرب عاربه[٢] بودند و عرب عرباء هم ناميده شدهاند. و ذو القرنين تبعى بوده صاحب تاج، و چون به سلطنت رسيد نخست تجبر پيشه كرده و سرانجام براى خدا تواضع كرده با خضر رفيق شد. و كسى كه خيال كرده ذو القرنين همان اسكندر پسر فيلبس است اشتباه كرده، براى اينكه كلمه ذو عربى است و ذو القرنين از لقبهاى عرب براى پادشاهان يمن است، و اسكندر لفظى است رومى و يونانى.
ابو جعفر طبرى گفته: خضر در ايام فريدون پسر ضحاك بوده البته اين نظريه عموم علماى اهل كتاب است، ولى بعضى گفتهاند در ايام موسى بن عمران، و بعضى ديگر گفتهاند در مقدمه لشگر ذو القرنين بزرگ كه در زمان ابراهيم خليل (ع) بوده قرار داشته است. و اين خضر در سفرهايش با ذو القرنين به چشمه حيات برخورده و از آن نوشيده است، و به ذو القرنين اطلاع نداده. از همراهان ذو القرنين نيز كسى خبردار نشد، در نتيجه تنها خضر جاودان شد، و او به عقيده علماى اهل كتاب همين الآن نيز زنده است.
ولى ديگران گفتهاند: ذو القرنينى كه در عهد ابراهيم (ع) بوده همان فريدون پسر ضحاك بوده، و خضر در مقدمه لشگر او بوده است.
ابو محمد عبد الملك بن هشام در كتاب تيجان كه در معرفت ملوك زمان نوشته بعد از
[١] صعب ذو القرنين سرانجام در محل جنو در قبر خوابيد در حالى كه قبرش ظاهر است.
[٢] عرب قبل از حضرت اسماعيل را، عرب عاربه گويند، و به اسماعيل و فرزندانش عرب مستعربه اطلاق مىشود.