ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٥٠٧ - وجوهى كه در بيان مراد آيه شريفه أ فحسب الذين كفروا أن يتخذوا عبادي من دوني أولياء گفته شده است
اين جمله از ملاحم يعنى پيشگوييهاى قرآن است.
از آنچه گفتيم به خوبى روشن گرديد كه ترك در جمله و تركنا به همان معناى متبادر از كلمه است، كه مقابل گرفتن و اخذ است، و هيچ جهتى ندارد كه مانند بعضى بگوييم: ترك به معناى جعل و از لغات اضداد است.
و اين آيه از كلام خداى عز و جل است، نه تتمه كلام ذو القرنين، به دليل اينكه در آن، سياق از غيبت به تكلم با غير كه سياق كلام سابق بر اين خداى تعالى بود و در آن مىفرمود:
(إِنَّا مَكَّنَّا لَهُ قُلْنا يا ذَا الْقَرْنَيْنِ)، تغيير يافته، و اگر تتمه كلام ذو القرنين بود جا داشت چنين بيايد: ترك بعضهم ... در مقابل جمله ديگر كه فرمود(جَعَلَهُ دَكَّاءَ).
و مقصود از(وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ) نفخه دومى قبل از قيامت است كه با آن همه مردگان زنده مىشوند، به دليل اينكه دنبالش مىفرمايد:(فَجَمَعْناهُمْ جَمْعاً وَ عَرَضْنا جَهَنَّمَ يَوْمَئِذٍ لِلْكافِرِينَ عَرْضاً).
(الَّذِينَ كانَتْ أَعْيُنُهُمْ فِي غِطاءٍ عَنْ ذِكْرِي وَ كانُوا لا يَسْتَطِيعُونَ سَمْعاً).
اين آيه تفسير كافرين است، و آنان همانهايى هستند كه خداوند ميان آنان و ذكرش سدى قرار داده و پردهاى كشيده- و به همين مناسبت بعد از ذكر سد متعرض حال آنان شده- ديدگان ايشان را در پردهاى از ياد خدا كرده و استطاعت شنيدن را از گوششان گرفته در نتيجه راهى كه ميان آنان و حق فاصله بود آن راه كه همان ياد خدا است، بريده شده است.
آرى، انسان يا از راه چشم به حق مىرسد، و از ديدن و تفكر در آيات خداى عز و جل به سوى مدلول آنها راه مىيابد، و يا از طريق گوش و شنيدن كلمات حكمت و موعظه و قصص و عبرتها، و اينان نه چشم دارند و نه گوش.
[وجوهى كه در بيان مراد آيه شريفه:(أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ ...) گفته شده است]
(أَ فَحَسِبَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنْ يَتَّخِذُوا عِبادِي مِنْ دُونِي أَوْلِياءَ ...).
استفهامى است انكارى. در مجمع البيان گفته: معنايش اين است كه آيا كسانى كه توحيد خداى را انكار مىكنند خيال مىكنند اگر غير از خدا اولياى ديگرى اتخاذ كنند ايشان را يارى خواهند نمود، و عقاب مرا از ايشان دفع توانند كرد؟ آن گاه بر گفته خود استدلال نموده مىگويد: جمله(إِنَّا أَعْتَدْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ نُزُلًا)، بر اين حذف دلالت مىكند[١].
البته وجه ديگرى از ابن عباس نقل شده كه وى گفته معناى آيه چنين است: آيا اينان كه كافر شدند مىپندارند كه اگر بغير من آلههاى بگيرند من براى خود و عليه ايشان غضب نخواهم كرد و عقابشان نمىكنم؟.
[١] مجمع البيان، ج ٤، ص ٢١٣.