ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٧٠ - آنچه از داستان موسى
گفته بعضى از مفسرين و قصهسرايان از اهل تاريخ ماخذى اصيل و قرآنى كه بتوان به آن استناد جست ندارد. و جدان حسى هم آن را تاييد نكرده و در هيچ ناحيه از نواحى كره زمين چنين چشمهاى يافت نشده است.
و در باره آن جوانى كه همراه موسى (ع) بوده بعضى[١] گفتهاند وصى او يوشع بن نون بوده، و اين معنا را روايات هم تاييد مىكند. و بعضى[٢] گفتهاند: از اين جهت فتى ناميده شده كه همواره در سفر و حضر همراه او بوده است، و يا از اين جهت بوده كه همواره او را خدمت مىكرده است.
و اما آن عالمى كه موسى ديدارش كرد و خداى تعالى بدون ذكر نامش به وصف جميلش او را ستوده و فرموده:(عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً) اسمش- به طورى كه در روايات آمد- خضر يكى از انبياء معاصر موسى بوده است. و در بعضى[٣] ديگر آمده كه خدا خضر را طول عمر داده و تا امروز هم زنده است. و اين مقدار از مطالب در باره خضر عيبى ندارد، و قابل قبول هم هست، زيرا عقل و يا دليل نقل قطعى بر خلافش نيست، و ليكن به اين مقال اكتفاء نكردهاند، و در باره شخصيت او در ميان مردم حرفهايى طولانى در تفاسير مطول آمده و قصهها و حكاياتى در باره اشخاصى كه او را ديدهاند نقل شده كه روايات راجع به آن خالى از اساطير قبل از اسلام و مطالب جعلى و دروغى نيست.
(وَ إِذْ قالَ مُوسى لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُباً).
ظرف اذ متعلق به مقدر است، و جمله، عطف است بر همان نقطه عطفى كه تذكيرهاى سهگانه سابق بدانجا عطف مىشد. و كلمه لا ابرح به معناى لا ازال است، و اين كلمه از افعال ناقصه است كه خبرش به منظور اختصار حذف شده، چون جمله(حَتَّى أَبْلُغَ) بر آن دلالت مىكند، و تقدير آن چنين است: لا ابرح امشى- مدام خواهم رفت، و يا سير خواهم كرد .
و در باره اينكه مجمع البحرين كجاست؟ بعضى[٤] گفتهاند: منتهى اليه درياى روم (مديترانه) از ناحيه شرقى، و منتهى اليه خليج فارس از ناحيه غربى است، كه بنا بر اين مقصود از مجمع البحرين آن قسمت از زمين است كه به يك اعتبار در آخر شرقى مديترانه و به اعتبار
[١] ( ١ و ٢) تفسير ابو الفتوح رازى، ج ٧، ص ٣٥٥.
[٢] ( ١ و ٢) تفسير ابو الفتوح رازى، ج ٧، ص ٣٥٥.
[٣] روح المعانى، ج ١٥، ص ٣٢٠.
[٤] منهج الصادقين، ج ٥، ص ٣٦٥.