ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٤٠٠ - رواياتى متضمن ذكر اسماء اصحاب كهف
نيز همين روايت طبرانى در اوسط است كه گفتيم به سند صحيح از ابن عباس روايت كرده. البته در بعضى روايات ديگرى اسامى ديگرى براى آنان نقل كردهاند كه حافظ ابن حجر در شرح بخارى[١] نوشته. گفتگو در باره اسامى اصحاب كهف بسيار است كه هيچ يك
[١] اين را هم بايد خاطر نشان سازيم كه روايات در داستان اصحاب كهف به طورى كه علماى غرب آن را خلاصه نمودهاند چهار دستهاند كه در اصل قصه متفق و در جزئيات آن مختلفند.
١- روايات سريانى كه به زبان سريانى ضبط شده، و از همه قديمتر آنها روايتى است كهJrmesofSarug ( متوفى سال ١٢٥ ميلادى) آورده.
٢- روايت يونانى كه سندش به قرن دهم ميلادى و به شخصى به نامMetaPhrastos Symeon منتهى مىشود.
٣- روايت لاتينى داستان است كه از همان روايت سريانى ازGregoryofTours گرفته شده است.
٤- روايت اسلامى داستان است كه آن نيز به سريانى منتهى مىگردد.
البته روايات ديگرى در متون تاريخى قبطىها و حبشىها و ارمنىها نيز هست كه همه آنها به همان اصل سريانى برمىگردد.
اسماء اصحاب كهف در روايات اسلامى از روايات ديگران گرفته شده، و همانطور كهGregory گفته بعضى از اين اسماء، اسمايى قبل از اين كه به دين خدا( كه آن روز دين نصارى بوده) درآيند و غسل تعميد كنند بوده.
و اسامى ايشان به زبانى يونانى و سريانى چنين است:
مكس منيانوسMaximilianos امليخوس- مليخاIamblichos مرتيانوس- مرطلوس- مرطولس(Martelos )-Martinos ذوانيوس- دوانيوانس- دنياسيوسDionysios ينيوس- يوانيس- نواسيسJoannes اكساكدثودنيانوس- كسقسططيونس- اكسقوسطط- كشفوططExakoustodianos انطونس( افطونس) اندونيوس- انطينوسAntonios قطمير و اما اسامى آنان به زبان لاتين مكسميانوسMaximianus امليخوسMalchus مرتيانوسMartinianus ذيووانيوسDionysjus ينيوسJohannes قسطنطيوسConstantinus ساريبوس- ساريبونSerapion و اسامى ايشان قبل از اينكه به دين مسيح در آيند عبارت بود از:
ارشليدس- ارخليدسArchilles ديوماديوسDiomedes اوخانيوسEugenius استفانوس- اساطونسStephanus ابروفاديوسProbatius صامنديوسSabbatius كيوياكوسKyriakos البته بعضى نظرشان اين است كه اسماء عربى از قبطى گرفته شده و قبطى هم از سريانى.