ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٣٦١ - گفتگوى اصحاب كهف بعد از بيدار شدن در باره رفتن به شهر
تشخيص دادن نيست، و اظهار كردن ادب غير از تشخيص دادن و گفتن است.
و ظاهر امر اين است كه گويندگان(رَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِما لَبِثْتُمْ) غير گويندگان(لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ) است، زيرا سياق- همانطور كه ديگران[١] هم گفتهاند- سياق محاوره و پاسخ و پرسش است كه لازمهاش اين است كه يك عده بپرسند و عدهاى ديگر پاسخ گويند. پس گويندگان جمله دومى غير از گويندگان جمله اولى هستند، و اگر هر دو كلام از يك عده مىبود جاى آن داشت كه بفرمايد: ثم قالوا ربنا اعلم بما لبثنا- پس خودشان در جواب خود گفتند پروردگار ما داناتر است به اينكه چقدر خوابيدهايم نه اينكه بفرمايد: پروردگار شما بهتر مىداند ... .
از اينجا استفاده مىشود كه اصحاب كهف هفت نفر يا بيشتر بودهاند، نه كمتر، زيرا در حكايت گفتگوى ايشان يك جا تعبير به قال آمده، و دو جا: قالوا و چون كمترين عدد جمع سه است نتيجتا عددشان از هفت نفر كمتر نبوده و حد اقل سه نفر سؤال كردهاند و حد اقل سه نفر جواب دادهاند، و يك نفر هم صاحب كلامى است كه كلمه قال در آغازش آمده.
[گفتگوى اصحاب كهف بعد از بيدار شدن در باره رفتن به شهر]
(فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ)- اين جمله نيز تتمه محاوره و گفتگوى ايشان است، كه پيشنهاد مىكند يك نفر را به شهر بفرستند تا طعامى برايشان بخرد، و غذايى تهيه كند. ضمير در كلمه ايها به مدينه بر مىگردد، و مقصود اهل مدينه است، يعنى كدام يك از اهل شهر طعام بهترى دارد از او بخرد و بياورد، و اين قسم اضمار را استخدام گويند.
كلمه ازكى: پاكيزهتر از ماده زكات است، و زكات طعام پاكيزه آن است. بعضى[٢] گفتهاند: يعنى حلالتر آن. بعضى[٣] ديگر گفتهاند يعنى پاكتر آن، و ليكن اينكه كلمه را به صيغه افعل تفصيل (ازكى) آورده خالى از اين اشعار و اشاره نيست كه مقصود از كلمه مذكور همان معناى اول باشد.
ضمير در منه به طعامى برمىگردد، كه از جمله(أَزْكى طَعاماً) استفاده مىشود بعضى[٤] گفتهاند به كلمه(أَزْكى طَعاماً) برمىگردد و كلمه من در منه براى ابتداء و يا تبعيض است كه اگر تبعيض باشد معناى جمله اين مىشود كه يكى را بفرستيد در شهر بگردد و ببيند كداميك از فروشگاهها جنس پاكيزهتر مىفروشد و مقدارى از آن برايتان
[١] روح المعانى، ج ١٥، ص ٢٢٩.
[٢] ( ٢ و ٣) روح المعانى، ج ١٥، ص ٢٣٠ و تفسير فخر رازى، ج ٢١، ص ١٠٣.
[٣] ( ٢ و ٣) روح المعانى، ج ١٥، ص ٢٣٠ و تفسير فخر رازى، ج ٢١، ص ١٠٣.
[٤] روح المعانى، ج ١٥، ص ٢٣١.