ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٤ - روايات ديگرى در شرح اسراء و معراج
پرسيد آيا در چنين جايى مرا تنها مىگذارى؟ گفت تو پيش برو كه به خدا سوگند به جايى رسيدهاى كه هيچ خلقى از خلائق بدانجا نرسيده و نخواهد رسيد اينجا بود كه پروردگار خود را ديد و تنها سبحه ميان او و خداوند فاصله بود، پرسيدم فدايت شوم سبحه چيست؟ حضرت با صورت خود اشاره به زمين و با دست خود اشاره به آسمان كرد و سه نوبت گفت جلال ربى جلال ربى آن گاه خطاب شد كه اى محمد، گفت لبيك يا رب، خطاب رسيد سكنه آسمان در چه چيز مشاجره مىكنند؟ پيامبر گفت: خداوندا تو منزهى من علمى ندارم جز آنچه كه تو به من آموختى.
رسول خدا سپس فرمود: پس خداى تعالى دست در ميان دو پستانم گذاشت و من برودت آن را در ميان دو كتفم احساس كردم، آن گاه هيچ چيز از گذشته و آينده از من نپرسيد مگر آنكه پاسخ آن را دانستم، در پايان پرسيد اى محمد! سكان آسمانها در چه چيز مخاصمه و نزاع دارند؟ گفتم در درجات و كفارات و حسنات.
فرمود: اى محمد نبوتت بپايان رسيد، و خوردنت تمام شد، چه كسى را براى جانشينى خود در نظر گرفتهاى؟ عرض كردم: پروردگارا من همه خلقت را آزمايش كردهام كسى را مطيعتر از على براى خود نيافتم، فرمود: اى محمد! همچنين مطيعتر از همه خلق نسبت به دستورات منست، عرض كردم: پروردگارا همه خلقت را آزمودم كسى را نسبت بخودم علاقمندتر از على نيافتم، فرمود: و همچنين نسبت به من، پس اى محمد! او را بشارت بده به اينكه آيات هدايت و پيشواى اولياى من و نور براى فرمانبران من و كلمه باقيهايست كه من متقين را ملزم به پذيرفتن آن كردهام، هر كه او را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته، علاوه بر اين، من او را به خصائصى اختصاص دادهام كه احدى را به آن اختصاص ندادهام.
عرض كردم پروردگارا آخر او برادر من و صاحب و وزير و وارث من است، فرمود:
اين امرى است كه قضايش مقدر شده كه او بايد مبتلا شود و مردم هم به وسيله او امتحان شوند علاوه بر اين من او را ارث دادهام وارث دادهام وارث دادهام وارث دادهام، چهار چيز را كه گره آنها به دست اوست و او هرگز فاش نمىكند[١].
مؤلف: اينكه امام (ع) فرمود: از اينجا به اينجا سيرش دادند مقصود اين است كه آن جناب را از كعبه به بيت المعمور سير دادند (و ما بين كعبه و بيت المعمور حرم
[١] تفسير قمى، ج ٢، ص ٢٤٣.