ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢٣٠ - اقوال و وجوه مختلف در باره مراد از امام در جمله فوق
پيروان تورات، اى پيروان انجيل، اى پيروان قرآن، از آنجا كه قبلا اشكالش را خوانديد، ديگر تكرار نمىكنيم.
بعضى[١] ديگر گفتهاند مراد از امام پيغمبر است كه پيشواى پيروان حق است، و شيطان و پيشوايان ضلالت كه پيشواى رهروان باطل است، و گفته مىشود پيروان ابراهيم را بياورند، و پيروان موسى را بياوريد، پيروان محمد را بياوريد، اهل حق برمىخيزند در حالى كه كتابهايشان به دست راستشان داده شده، بعد صدا مىزنند پيروان شيطان و رهروان رؤساى ضلالت را بياوريد، عدهاى هم به اين عنوان حاضر مىشوند.
و ليكن اين وجه مبنى بر اين است كه امام در آيه به معناى عرفيش بوده باشد يعنى آن فرد از عقلا كه ديگران به وى اقتداء و از او پيروى كنند، و اگر معناى خاص ديگرى در عرف قرآن داشته باشد نمىتوانيم حمل بر اين معناى عرفى كنيم، و اتفاقا اين كلمه در عرف قرآن معناى مخصوصى دارد و لذا هر جا اطلاق شود به آن معنا حمل مىشود، و آن عبارت است از كسى كه به امر خدا هدايت مىكند، و يا در گمراهى به وى اقتداء مىشود.
و از جمله[٢] اقوال، يكى ديگر اين است كه مراد از امام نامه اعمال مردم است، هم چنان كه گفته مىشود: اى اصحاب كتاب خير، و اى اصحاب كتاب شر و اگر نامه اعمال را امام ناميده براى اين بوده كه مردم تابع حكم آنند، هر حكمى كه كرد چه بهشت و چه دوزخ چارهاى جز اطاعت ندارد.
اين وجه نيز باطل است، و معنا ندارد نامه اعمال و پرونده زندگى افراد، را پيشوا و امام بنامند با اينكه نامه تابع اعمال آدمى است نه اينكه انسان تابع آن باشد، پس اگر آن را تابع بناميم مناسبتر است تا متبوع، و اما اين توجيهى كه برايش كردهاند و گفتهاند كه مردم تابع حكم آن كتابند، آن نيز صحيح نيست، زيرا آنكه اطاعت و پيروى مىشود حكمى است كه خداوند بعد از پخش نامهها و پس از سؤال و سنجيدن اعمال و شهادت شهود مىكند، نه حكم كتاب، چون كتاب حكم بهشت و دوزخ ندارد تنها مشتمل بر متن اعمال از خير و شر است.
از همين جا روشن مىشود كه مراد از امام لوح محفوظ و يا صحيفه اعمال امت نيز- كه آيه(كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعى إِلى كِتابِهَا)[٣] بدان اشاره مىكند- نيست، زيرا كتاب در آيه مذكور
[١] مجمع البيان، ج ٤، جزء ١٥، ص ٧٧ به نقل از مجاهد و قتاده.
[٢] روح المعانى، ج ١٥، ص ١٢١.
[٣] سوره جاثيه، آيه ٢٨.