ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ٢١٦ - معناى جمله و فضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا
يا قرار گرفتن خاتم انبياء ٦ در ميان آنان ، چرا كه اينها همه جزو تكريمهاى معنوى و آخرتى است، و آيه شريفه پيرامون خصيصههاى مادى و دنيوى سخن مىگويد.
از اينجا آن اشكال كه متوجه گفتار بعضى مىشود روشن مىگردد، چون گفتهاند:
مقصود از تكريم همه اين هايى است كه گفته شد، و اشتباهى كه صاحب روح المعانى كرده اين است كه بعد از ذكر اقوال گذشته گفته است كه همه اينها از باب مثال و ذكر مصداق است، و اگر كسى مانند ابن عطيه بگويد: تكريم به فعل است و بس ادعاى غلطى كرده، و سخن بيهودهاى گفته، و راهى بر خلاف صريح عقل و صحيح نقل، پيموده است[١].
و حال آنكه خواننده محترم توجه فرمودند كه بر عكس، سخن ابن عطيه صحيح، و دعوى روح المعانى باطل است.
و اينكه فرمود:(وَ حَمَلْناهُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ) معنايش اين است كه ما ايشان را در دريا سوار بر كشتى و در خشكى سوار بر چارپايان و غير از آن كرديم تا به سوى مقاصد خود رهسپار شوند و در پى جستجوى فضل پروردگار خود و رزق او برآيند، و اين خود يكى از مظاهر تكريم بشر است (چون بشر به وسيله عقل از اين موهبتها برخوردار مىشود).
و مقصود از طيبات در جمله(وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ) اقسام ميوهها و حاصلهايى است كه مورد استفاده و خوشآيند بشر بوده و هر چيزى ديگر است كه از آن متنعم گشته و لذت مىبرد، و عنوان رزق بر آن صادق باشد، و اين نيز يكى از مظاهر تكريم است كه انسان را به ميهمانى مثل مىزند كه به ضيافتى دعوت شود آن گاه براى حضور در آن ضيافت برايش مركب بفرستند، و در آن ضيافت انواع غذاها و ميوهها در اختيارش بگذارند، كه هم ميهمانى تكريم است، و هم مركب فرستادن و هم غذاهاى لذيذ برايش آوردن همه مصداق تكريم است.
با اين بيان روشن مىگردد كه عطف جمله(وَ حَمَلْناهُمْ ...) و جمله(وَ رَزَقْناهُمْ ...) بر تكريم از قبيل عطف مصداقى است كه از عنوانى كلى انتزاع شده و بر آن متفرع شود.
[معناى جمله:(وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا)]
(وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا)- بعيد نيست كه مراد از من خلقنا- كسانى كه خلق كرديم انواع حيوانات داراى شعور و همچنين جن باشد كه قرآن آن را اثبات كرده، آرى قرآن كريم انواع حيوانات را هم امتهايى زمينى خوانده، مانند انسان كه يك امت
[١] روح المعانى، ج ١٥، ص ١١٩.