ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٨٦ - دو وجه ديگر در معناى آيه و ما منعنا أن نرسل بالآيات إلا أن كذب بها الأولون
آن ايمان نمىآوردند از اين نظر خداى تعالى آن آيات را نفرستاد.
و اگر خواستى بگو كلمه منع در آيه شريفه معناى ديگرى غير از جلوگيرى را مىرساند و آن منافات ميان دو امر زير است.
١- فرستادن آيات پيشنهادى مردم با اينكه امتهاى گذشته آن را تكذيب كرده و آخرين هم راه ايشان را مىروند باعث انقراض و استيصال ايشان مىشود.
٢- و مشيت خدا تعلق گرفته بر اينكه امت اسلام را مهلت دهد.
و خداوند از اين منافات كه ميان اين امر است به منع تعبير فرموده.
و شايد به منظور اشعار به همين نكته بوده كه فرستادن آيات را به عبارت ارسال تعبير فرمود نه به ايتاء چرا كه ايتاء به معناى دادن و ارسال به معناى فرستادن است، و هر جا كه به دومى تعبير شود بيانگر اين است كه خود آيات مانند يك فرد با شعور ماموريت دارند.
و اما چرا جمله(إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ) از امتهاى گذشته و هلاك شده تعبير به اولون كرده؟ شايد براى اين بود كه اشاره كند به اينكه اين مردمى كه امروز آيات خدا را تكذيب مىكنند دنبالهروان و ادامه دهندگان همانها هستند (و به تعبير امروزه جلد دوم همانها مىباشند) و در حقيقت امت واحد هستند، پس اگر اينها هم تكذيب كنند نابود خواهند شد، خلاصه اينكه بشريت سر و ته يك كرباس است، هر غريزهاى كه در قبلىها و اولىها بوده و كار آنها را به هلاكت كشيده در آخريها نيز هست و هر حكمى كه صدرش داشت ذيلش هم دارد، و به همين جهت است كه از همين مردم مكرر نقل كرده كه مىگفتند: (ما سَمِعْنا بِهذا فِي آبائِنَا الْأَوَّلِينَ )[١] كه صدر بشريت را پدران خود شمردهاند، و به هر حال معناى آيه اين است كه ما آن آياتى را كه قريش پيشنهاد كردند نفرستاديم، زيرا اگر مىفرستاديم ايمان نمىآوردند و ما هلاكشان مىكرديم، ولى قضا و خواست ما بر اين شده است كه اين امت را عذاب نكنيم مگر بعد از مدتى مهلت، و اين خصوصيت امت اسلام، در مواردى از كلام خداى تعالى استفاده مىشود و تنها آيه مورد بحث نيست.
[دو وجه ديگر در معناى آيه:(وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ)]
و در معناى آيه كريمه دو وجه ديگر ذكر كردهاند[٢].
١- ما آيات را نفرستاديم چون مىدانستيم كه ايشان حتى با ديدن آنها نيز ايمان
[١] ما اين سخنانى كه اين شخص مىگويد از پدران پيشين خود هيچ نشنيدهايم. سوره مؤمنون، آيه ٢٤.
[٢] مجمع البيان، ج ٦، ص ٤٢٤.