ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١٢٩ - نهى از متابعت از غير علم(لا تقف ما ليس لك به علم) و اشاره به حكم فطرت به لزوم پيروى از علم يا پيروى از ظن به استناد حجت علمى و عقلى
عنه هر دو به كلمه كل برمىگردد، كلمه عنه نائب فاعل است براى اسم مفعول (مسئولا) كه به گفته زمخشرى در كشاف بر آن مقدم شده است، و يا آنكه قائم مقام نايب فاعل است، و كلمه: اولئك اشاره است به گوش و چشم و قلب[١]، و اگر با اين كلمه كه مخصوص اشاره به صاحبان عقل است اشاره به آنها كرده از اين جهت بوده كه در اين لحاظ كه لحاظ مسئول عنه واقع شدن آنها است به منزله عقلا اعتبار مىشوند، و نظائر آن در قرآن كريم بسيار است كه اشاره و يا موصول مخصوص صاحبان عقل در موردى كه فاقد عقل است به كار رفته باشد.
ولى بعضىها گفتهاند: كه اصلا قبول نداريم كلمه اولئك مخصوص صاحبان عقل باشد، براى اينكه در كلمات اساتيد زبان عرب ديده شده كه در غير ذوى العقول هم به كار رفته است، مثلا جرير شاعر گفته:
|
ذم المنازل بعد منزلة اللوى |
و العيش بعد اولئك الأيام |
|
يعنى نكوهيده شد منزلها بعد از منزل لواى معهود و نيز نكوهيده و سرزنش گشت زندگى بعد از آن چند روز .
بنا بر اين ادعا، مسئول و سؤال شده خود گوش ، چشم و قلب خواهد بود كه از خود آنها پرسش مىشود، و آنها هم به نفع و يا ضرر آدمى شهادت مىدهند هم چنان كه خود قرآن فرمود:(وَ تُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ)[٢].
بعضى[٣] ديگر چنين به نظرشان رسيده كه ضمير عنه به كل برگشته و بقيه ضميرها به متابعت كننده غير علم (كه سياق بر آن دلالت دارد) برگشته است، در نتيجه مسئول همان متابعت كننده باشد كه از او مىپرسند كه چشم و گوش و فؤادش را چگونه استعمال كرد و در چه كارهايى به كار برد، و بنا بر اين معنا، در آيه شريفه التفات و توجهى از خطاب به غيبت به كار رفته و مىبايد گفته شود كنت عنه مسئولا و به هر حال معناى بعيدى است.
و معناى صحيح همان است كه ما از نظر خواننده گذرانديم، و حاصلش اين است كه: دنبال روى از چيزهايى كه علم به آنها ندارى نكن، زيرا خداى سبحان به زودى از گوش و چشم و فؤاد كه وسائل تحصيل علمند بازخواست مىفرمايد، و حاصل تعليل آن طور كه
[١] كشاف، ج ٢، ص ٦٦٧.
[٢] ( ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٦، ص ٤١٥.
[٣] ( ٢ و ٣) مجمع البيان، ج ٦، ص ٤١٥.