ترجمه تفسیر المیزان - علامه طباطبایی - الصفحة ١١٢ - اشاره به وجه اينكه فرمود اسرافكاران برادران شياطين هستند
اصلاح باشد تبذير گفته نمىشود، هر چند كه زياد باشد[١].
[اشاره به وجه اينكه فرمود: اسرافكاران برادران شياطين هستند]
و جمله(إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ) تعليلى است بر نهى از تبذير، و معنايش اين است كه اسراف مكن زيرا كه اگر اسراف كنى از مبذرين- كه برادران شيطانند- خواهى شد.
و گويا وجه برادرى مبذرين و اسراف كنندگان با شيطانها اين باشد كه اسراف كاران و شيطان از نظر سنخيت و ملازمت مانند دو برادر مهربان هستند كه هميشه با همند، و ريشه و اصلشان هم يك پدر و مادر است هم چنان كه آيه شريفه(وَ قَيَّضْنا لَهُمْ قُرَناءَ)[٢]، و آيه(احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَ أَزْواجَهُمْ)[٣] (كه مقصود از ازواج در اينجا همان قرناء در آيه قبلى است) و آيه(وَ إِخْوانُهُمْ يَمُدُّونَهُمْ فِي الغَيِّ ثُمَّ لا يُقْصِرُونَ)[٤] همين معنا را مىرساند.
و از همين جا معلوم مىشود كه تفسير آن مفسر[٥] كه آيه را به قرين و دوستان شيطانها، تفسير كرده بهتر است از تفسيرى[٦] كه ديگرى به معناى اتباع و پيروان شيطان گرفته است.
و مراد از كلمه شيطان در جمله(وَ كانَ الشَّيْطانُ لِرَبِّهِ كَفُوراً) همان ابليس است كه پدر شيطانها است، و شيطانها ذريه و قوم و قبيله او هستند، بنا بر اين، لام شيطان لام عهد ذهنى است و همچنين مىشود لام را لام جنس بگيريم كه مراد از شيطان، جنس شيطان باشد و به هر حال كفر ورزيدن شيطان نسبت به پروردگار خود از اين جهت است كه او نعمتهاى خدا را كفران نموده و آنچه از قوه و قدرت و ابزار بندگى از جانب خدا به او داده شده، همه را در راه اغواء و فريب بندگان خدا و وادار كردن آنان به نافرمانى و دعوتشان به خطاكارى و كفران نعمت مصرف مىكند.
و از آنچه گذشت اين معنا روشن گرديد كه چرا اول شيطان را به صيغه جمع (شياطين) و بعدا به صيغه مفرد (شيطان) آورد، آيه كريمه ابتدا خواسته بفهماند كه هر اسراف كنندهاى برادر شيطان خويش است، پس همه اسرافكاران برادران شيطانهايند. و اما در
[١] مجمع البيان، ج ٦، ص ٤١٠.
[٢] مبعوث مىكنيم براى آنها قرينهايى از شيطانها. سوره حم سجده، آيه ٢٥.
[٣] بياوريد كسانى را كه ظلم كردند و همزادهايشان را. سوره صافات، آيه ٢٢.
[٤] و( شياطين انس و جن) برادرانشان را( يعنى مردم فاسق هواپرست را) براه ضلالت و گمراهى مىكشند و در گمراه كردن بدكاران هيچ كوتاهى نمىكنند. سوره اعراف، آيه ٢٠٢.
[٥] مجمع البيان، ج ٩، ص ١٠.
[٦] روح المعانى، ج ١٦، ص ١١٨.