آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧
ظاهر شد با اینکه قرار نبود که غیر قریش کس دیگر را در آنجا راه بدهند و گفت من اهل نجد هستم . گفتند اینجا جای تو نیست . گفت نه ، من راجع به همین موضوعی که قریش در اینجا بحث میکنند صحبت و فکر دارم . بالاخره اجازه گرفت و داخل شد . و در اخبار وارد شده که این پیرمرد انسان نبود و شیطان بود که به صورت یک پیرمرد مجسم شد . به هر حال در تاریخ ، او به نام " شیخ نجدی " معروف شد که در آن مجلس شیخ نجدی هم اظهار نظر کرد و در آخر هم نظر شیخ نجدی تصویب شد . آن پیشنهاد که گفتند یک نفر را بفرستند پیغمبر را بکشد رد شد . همان شیخ نجدی گفت این عملی نیست . اگر شما یک نفر بفرستید ، قطعا بنی هاشم به انتقام خون محمد او را خواهند کشت و کیست که یقین داشته باشد که کشته میشود و حاضر شود این کار را انجام دهد . گفتند او را حبس میکنیم . گفت حبس هم مصلحت نیست زیرا باز بنی هاشم به اعتبار اینکه به آنها بر میخورند که فردی از آنها محبوس باشد ، اگر چه به تنهایی زورشان به شما نمیرسد ولی ممکن است در موقع حج که مردم جمع میشوند ، از نیروی مردم استمداد کنند و محمد را از حبس بیرون بکشند . پیشنهاد تبعید شد . گفت این از همه خطرناکتر است . او مردی خوش صورت و خوش بیان و گیرا است . الان به تنهایی در این شهر افراد شما را به تدریج دارد جذب میکند . [ یک وقت میبینید ] رفت در میان قبایل عرب چندین هزار نفر را پیرو خودش کرد و با چندین هزار مسلح آمد سراغ شما . در آخر پیشنهاد شد و مورد قبول واقع شد که او را بکشند ولی به این شکل که از هر یک از قبایل قریش یک نفر در کشتن شرکت کند ، و از