آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠
حضرت رسول ( ص ) را تعقیب کردند . دنبال اثر پای حضرت را گرفتند تا
به آن غار رسیدند . دیدند اینجا اثری که کسی به تازگی درون غار رفته باشد
نیست . عنکبوتی هست و در اینجا تنیده است ، و مرغی هست و لانه او .
گفتند نه ، اینجا نمیشود کسی آمده باشد . تا آنجا رسیدند که حضرت رسول (
ص ) و ابوبکر صدای آنها را میشنیدند و همین جا بود که ابوبکر خیلی
مضطرب شده و قلبش به طپش افتاده بود و میترسید . این آیه قرآن است ،
یعنی روایت نیست که بگوییم فقط شیعهها قبول دارند و سنیها قبول ندارند
. آیه این است : « الا تنصروه فقد نصره الله اذ اخرجه الذین کفروا ثانی
اثنین اذ هما فی الغار اذ یقول لصاحبه لا تحزن ان الله معنا ». یعنی اگر
شما مردم قریش پیغمبر را یاری نکنید ، خدا او را یاری کرد و یاری میکند
همچنانکه در داستان غار ، پیغمبر را یاری کرد ، در شب هجرت در حالی که
آن دو در غار بودند . " هما " نشان میدهد که غیر از پیغمبر یک نفر
دیگر هم بوده است که همان ابوبکر است . « اذ یقول لصاحبه لا تحزن ان
الله معنا ». ( کلمه " صاحب " اصلا در لغت عرب یعنی همراه . حتی به
حیوانی هم که همراه کسی باشد عرب میگوید : صاحب ) . آنگاه که پیغمبر به
همراه خود گفت : نترس ، غصه نخور ، خدا با ماست . « فانزل الله سکینته
علیه و ایده بجنود لم تروها »[١] خداوند وقار خودش را بر پیغمبر نازل
کرد . دیگر نمیگوید وقار را بر هر دو نفر نازل کرد . رحمت خودش را بر
پیغمبر نازل کرد و پیغمبر را تأیید نمود .
[١] سوره توبه ، آیه . ٤٠