آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧
»من النفاق« آنکس که جهاد نکرده باشد و یا لااقل آرزوی جهاد را در دل خود پرورش نداده باشد ( حدیث نفس به جهاد نکرده باشد ) یعنی فکر و اندیشه جهاد در قلبش نباشد ، چنین کسی میمیرد با نوعی از نفاق . یعنی در عمق روح این آدم نوعی نفاق وجود خواهد داشت . این نفاقی که در این حدیث آمده است غیر از آن نفاقی است که انسان خودش هم میفهمد منافق است . این یک دوروئی است که انسان خودش هم نمیداند . مثلا ما عادت کردهایم که به لفظ خطاب میکنیم وجود مقدس اباعبدالله ( ع ) را و میگوئیم : » السلام علیک و علی الارواح التی حلت بفنائک فیا لیتنا کنا معک فنفوز فوزا عظیما « ای کاش ما با تو بودیم ( البته چون ما عربی نمیدانیم ، خودمان هم نمیفهمیم چه میگوئیم . شاید همین را هم روی جد نمیگوئیم ) که به یک رستگاری بزرگ نائل میشدیم . اما این ، حرف است . واقعا اگر صحنهای مثل صحنه کربلا ایجاد شود یعنی امام حسینی باشد ، همین ماها که یک عمر برای امام حسین داد کشیدهایم ، گریه کردهایم ، حسین حسین کردهایم ، مردی هستیم که در یک چنین صحنهای پایداری کنیم ؟ البته الان پیش خودمان اینجور خیال میکنیم ولی اینطور نیست . قضیه معروفی است درباره یکی از علمای بزرگ شیعه . یکی از علمای قم برای من نقل میکرد که مرحوم فیض درباره این جملهای که از حضرت امام حسین نقل شده است که ایشان در شب عاشورا فرمودند : من اصحابی بهتر از اصحاب خودم سراغ ندارم ، میگفت من باور نمیکنم چنین چیزی را امام فرموده باشد .