آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣
اصطلاح یک غرور ملی به وجود آورند ، یک روحیه بالخصوصی که به موجب آن او فقط به خودش و کشورش بیندیشد . همواره صحبت این است که ما چنین ، مفاخر ما چنان ، ما چنینیم ، دیگران کوچکند . قرآن میگوید مبادا شما اینگونه باشید ، مبادا روحیه شما روحیه تظاهر و روحیه بطر باشد . بطر یعنی چه ؟ انسان وقتی که یک نعمتی به او میرسد ، یک خوشحالی و سرور و بلکه یک غروری پیدا میکند که دیگر پایش روی زمین بند نیست و به دیگران اعتنایی ندارد ، خودش را بالا دست همه میبیند . حالا آن نعمت هر چه میخواهد باشد . بعضی به واسطه ثروت زیاد اهل بطر میشوند ، بعضی به واسطه قدرت زیاد یک حالت بی اعتنایی و غرور و تکبر نسبت به دیگران پیدا میکنند ، همین طور که راه میروند ، با راه رفتنشان میخواهند نشان بدهند که منم صا حب قدرت ، منم صاحب ثروت . حرف که میزند ، با حرف زدنش کأنه میگوید منم صاحب قدرت ، منم صاحب ثروت ، منم صاحب علم . حتی [ غرور و تکبر ] در نگاه کردنش پیداست . قرآن میگوید ولی شما از آن دسته نباشید ، فتحها و پیروزیها شما را سرمست نکند ، شما را متکبر و مغرور و اهل منیت نکند . لذا میگوید دیگرانند که چنینند . پس آخرین دستوری که قرآن به سربازانش میدهد دستور تواضع اخلاقی است . نمیگوید شما چنین نباشید ، میگوید مانند آنها که چنین هستند نباشید . میخواهد بگوید دیگران چنیناند . « و لا تکونوا کالذین خرجوا من دیارهم بطرا »مانند آن اشخاص نباشید که وقتی از خانههایشان بیرون آمدند با بطر بیرون آمدند یعنی با غرور و