آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٩
است . معنایش این است : خداوند نعمتی را از مردمی نمیگیرد و به آنها نقمت نمیدهد مگر وضع خودشان را از آنچه که بودهاند تغییر داده باشند ، و نیز نقمتی را از مردم نمیگیرد و نعمت به آنها نمیدهد مگر آنکه آنها خودشان را تغییر داده باشند . این نعمت و نقمت ، همان عزت و ذلتی است که در آن آیه گفت : « تعز من تشاء و تذل من تشاء »به هر کس بخواهی عزت میدهی و به هر کس بخواهی ذلت میدهی . اما آن دو آیه قانون عزت دادن و ذلت دادن را بیان میکند : بله ، عزتها را خدا میدهد ، غیر از خدا قدرتی نیست که عزت بدهد ، ذلتها را هم خدا میدهد و غیر از خدا قدرتی نیست که ذلت بدهد . منبع تمام قدرتها خداست ، غیر از او کسی نیست . اما این را بدانید که کا ر خدا بر عبث نیست ، بر این اساس نیست که هیچ چیزی شرط هیچ چیزی نباشد و بی جهت به مردمی عزت یا ذلت بدهد مثل کسانی که چشمهاشان را میبندند و قرعهکشی میکنند . « ذلک بان الله لم یک مغیرا نعمه انعمها علی قوم حتی یغیروا ما بانفسهم »، یا آن آیه دیگر : « ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم »که در سوره رعد است ، یعنی این را بدانید که ذلت گرفتن و عزت دادن ، و متقابلا عزت گرفتن و ذلت دادن خدا ، همه به مشیت اوست اما حساب و قانون دارد . تا مردم صالحی خودشان به سوی فساد نگرایند خدا لطفش را از آنها نمیگیرد و تا مردم فاسدی به سوی خدا باز نگردند خداوند لطفش را به سوی آنها باز نمیگرداند . در این زمینه مخصوصا در نهج البلاغه مطالب زیادی است . خطبهای هست به نام خطبه قاصعه . وجود مقدس امیرالمؤمنین علی