آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣
آن عاطفه ، افراد خودشان را یکی ببینند ، عضو یک پیکر ببینند . این است
که گفتیم اصل اولی در زندگی بشر اختلاف است و اگر اتحادی پیدا بشود به
معنی همکاری است نه اتحاد واقعی ، آن هم در شرائط خاصی که منافع اقتضا
بکند .
ولی گاهی عاطفهای از خارج بر روح انسان حکومت میکند که افراد با
یکدیگر متحد میشوند ، واقعا همروح میشوند . این عاطفه گاهی عواطف به
اصطلاح ملی است مثل هموطنی ، همزبانی ، هم نژادی که تا اندازهای روحیهها
را با یکدیگر یکی میکند ولی نه خیلی زیاد . آن عاملی که واقعا افراد را
همروح میکند ایمان الهی است . هرگز تاریخ جهان اتحادی را که در میان
همدینها و هم ایمانها بوده است ، در میان گروههای دیگر نشان نداده است
که اصلا خودشان را یکی ببینند . در یکی از غزوات صدر اسلام است ، گویا در
مؤته است ، مورخین نوشتهاند بعد از خاتمه جنگ کسی در میان مجروحین سیر
میکرد که اگر میتواند مجروحین را نجات بدهد . به یک مردی رسید در حالی
که سخت تشنه بود . [١] یک کاسه آب پیدا کرد . وقتی رفت به او بدهد
، او اشاره کرد به رفیق مجروحش که به او بده . رفت سراغ او ، او نیز
اشاره کرد به رفیق مجروح دیگری و گفت به او بده ( و بعضی تا نه نفر
نوشتهاند ) . رفت
[١] چون قطع نظر از اینکه انسان در آن گرمای عربستان احتیاج به آب دارد ، خود تلاش جنگ تشنگی آور است و از این بالاتر کسی که مجروح میشود چون خون از بدنش میرود خیلی تشنه میشود زیرا بدن فورا شروع میکند به خون سازی و میخواهد آن کمبود خون را جبران کند ، و ساخته شدن خون هم در درجه اول احتیاج به آب دارد . این است که کسی که از بدنش خون زیاد میرود فوق العاده تشنه میشود .