آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥
سربازی ، یعنی جنگ . باید اندکی در اطراف این موضوع توضیح بدهم اگر چه بعدا مخصوصا در سوره برائت ، آیات زیادی داریم درباره جهاد و این بحث جایش آنجاست . غیر مسلمانها - مخصوصا مسیحیها - چه آنها که پیرو مذهبی از مذاهب قدیم هستند و چه آنها که مرامشان اسما مذهب است و در واقع یک باند سیاسی هستند گاهی به اسلام عیب میگیرند که اسلام دستور جهاد داده است ، در دین نباید جهاد باشد ، دین فقط باید مردم را دعوت بکند ، هر کس پذیرفت ، پذیرفت و هر کس نپذیرفت ، نپذیرفت . این اشکال یک جواب بسیار روشن و واضحی دارد . اگر دینی مثل دین مسیح باشد یعنی محتوای آن همان محتوای دین مسیح باشد مطلب از همین قرار است که میگویند ، مثل یک فیلسوفی که کارش فقط این است که یک مکتبی آورده میخواهد به مردم یاد بدهد ، یا مثل یک ناصح که فقط میخواهد به مردم اندرز بدهد . یک ناصح مثل سعدی ، اندرزگو است و اندرزگو از آن جهت که اندرزگو است فقط کارش اندرز دادن است . گفت : " ما نصیحت به جای خود کردیم ( یا به جای خود گفتیم ) و رفتیم ، هر که میخواهد ، بشنود ، هر که میخواهد ، نشنود " . یا حافظ میگوید : من آنچه شرط بلاغ است با تو میگویم تو خواه از سخنم پند گیری و خواه ملال من فقط وظیفهام این است که سخنم را به تو بگویم . حال تو میخواهی بپذیر ، میخواهی نپذیر . در مورد یک ناصح ، کسی که تعهدش از حد نصیحت و اندرز و پند تجاوز نمیکند مطلب همین است ، اما آن دینی که به پند و اندرز قناعت نکرده است بلکه بر