آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٨
امشب خواندیم . قرآن اول آنها را توصیف کرد به یک صفت ضد انسانی که مسئله نقض عهد و پیمان بود ، آن هم نه یک بار بلکه متعدد . بعد قسمتهای دیگر که تکرار نمیکنیم همه مربوط به جنگیدن با آنها بود و این که اینها شایسته جنگیدن و تار و مار شدن هستند . حالا این آیه ، مسئله صلح و سلم با آنها را بیان میکند . صورت مسئله این است : اگر مردمی با همین صفاتی که ذکر شد سر جنگ و مخالفت دارند تکلیف همان است که گفته شد . حالا اگر چنین مردمی اعلام صلح بکنند یعنی تمایل به صلح نشان بدهند ، برای پیغمبر چه وظیفهای است ؟ البته اختصاص به پیغمبر ندارد ، برای رهبر مسلمین که میخواهد با اصول اسلامی عمل بکند چه وظیفهای است ؟ میفرماید اگر آنها تمایلی به صلح و صفا و به اصطلاح امروز به همزیستی و متارکه جنگ نشان دادند تو هم مضایقه نکن ، تو هم تمایل نشان بده « و ان جنحوا للسلم فاجنح لها »اگر تمایل به صلح و صلاح نشان دادند تو هم چنین کن ، یعنی تو هم حاضر شو . اینجا کلمه " جنح " آمده است که لغت " جناح " که به معنی بال مرغ است از همین کلمه است . این لغت به معنی متمایل شدن است . " جنح " یعنی تمایل نشان داد . در اینجا وقتی میفرماید : « جنحوا للسلم کأنه اینجور تشبیه شده است که مرغ وقتی پرواز میکند ، اگر بخواهد به طرفی گردش کند ، قهرا بالش به آن طرف کج میشود . همین طور است هواپیما . پس کأنه « ان جنحوا للسلم »یعنی اینها اگر بال خودشان را به سوی صلح و سلامت کج کردند تو هم همین کار را بکن . سپس میفرماید : « و توکل علی الله انه هو السمیع العلیم ». چون مردمی که ایمان ندارند فرض اینست که به قول و پیمانشان