آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٤
امروزیها کشف کردهاند . گذشتگان هم میدانستند ، بدهاشان مثل امروزیها نقض میکردند ، خوبهاشان وفادار بودند . ما میبینیم معاویه پسر ابوسفیان میآید با امام حسن علیهالسلام پیمان صلح میبندد با نام خدا و با عهدهای مؤکد و زیرش را هم امضاء میکند ، ولی همینکه روی کار آمد و سوار شد ، در اولین خطابهای که میخواند میرود بالای منبر و اعلام میکند : ایها الناس ! از حالا به شما بگویم تمام مواد قراردادی را که با حسن بن علی ( ع ) بسته بودم زیر پا گذاشتم . با پایش هم روی آن کوبید و گفت اینطور زیر پا گذاشتم . گفتند عجب آدم سیاستمداری است ، آنجا که مصلحتش است که پیمان ببندد پیمان میبندد ، امضاء بکند امضاء میکند ، قسم بخورد قسم میخورد ، وقتی که به اصطلاح خرش از پل گذشت میگوید همه را زیر پا گذاشتم . اما وقتی که سراغ علی ( ع ) میرویم میبینیم به او میگویند ببین معاویه چقدر مرد زرنگی است . امیرالمؤمنین میفرماید آن زرنگی نیست ، اسمش را زرنگی و زیرکی نگذارید ، آن بی دینی است . فرق است میان بی دینی و زیرکی . آدم دیندار همه این راهها را میداند ولی نمیکند ، اما آدم بی دین این کارها را انجام میدهد . تفاوتش در پابند نبودن است ، نه اینکه او چیزی درک میکند که دیندار درک نمیکند . این است که در چند جای نهجالبلاغه این مطلب عنوان شده است که « ان الوفاء توأم الصدق » الی آخر حدیث . خلاصه میفرماید افراد با تجربه دنیا دیده گرم و سرد چشیده مثل من همه این راهها را میدانند « و دونها مانع من امرالله ونهیه » [١] . اما میبیند این کار [ با دستور خدا ]
[١] نهجالبلاغه ، خطبه . ٤١