آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧
نماند که بعد بگوید به من ابلاغ نشد . وقتی که علی ( ع ) خسته میشد و
صدایش میگرفت ، صحابه دیگر پیغمبر میآمدند از او نیابت میکردند و همان
آیات را ابلاغ مینمودند .
یک اختلافی میان شیعه و سنی در ابلاغ سوره برائت موجود است و آن اینکه
اهل تسنن بیشترشان به این شکل تاریخ را نقل میکنند که پس از آنکه وحی
خدا به رسول اکرم رسید که این سوره را یا باید خودت ابلاغ کنی یا کسی از
خودت ، و پیغمبر علی ( ع ) را مأمور ابلاغ سوره برائت کرد ، علی به سوی
مکه آمد . تا آمد ، ابوبکر مضطرب شد ، پرسید آیا امیری یا رسول ؟ یعنی
آیا آمدهای امیرالحاج باشی یا یک کار مخصوص داری ؟ فرمود : نه ، من یک
رسالت مخصوص دارم ، فقط برای آن آمدهام . پس ابوبکر از شغل خودش
منفصل و معزول نشد ، او کار خودش را انجام داد و علی ( ع ) هم کار خودش
را . ولی اقلیتی از اهل تسنن که در " مجمع البیان " نقل شده و همه اهل
تشیع میگویند وقتی که علی ( ع ) آمد ، ابوبکر به کلی از شغل خودش منفصل
شد و برگشت به مدینه . تعبیر قرآن این است که این سوره را نباید به
مردم ابلاغ کند مگر خود تو یا کسی که از تو است . اهل تشیع روی این کلمه
" از تو است " تکیه میکنند ، میگویند این کلمه " کسی که از تو است
" : » رجل منک « که در بسیاری از روایات هست ، مفهوم خاصی دارد . حالا
من نظائرش را بگویم :
درباره حضرت ابراهیم است که فرمود : « فمن تبعنی فانه منی »[١]
[١] سوره ابراهیم ، آیه . ٣٦