آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١
است . ملای رومی میگوید : گر بگردی تو . . . امتحان کن : دور خود بچرخ ، بعد بایست ، میبینی تمام اطرافت میچرخد ، در حالی که اینطور نیست بلکه سر تو میچرخد . اگر انسان با تقوا و روشن و پاک و صاف باشد ، کوچک را کوچک ، سفید را سفید ، و سیاه را سیاه خواهد دید . اگر چه این مطلب یک مقدار شوخی است ولی یادم هست خطیب بسیار فاضل و مبرز مرحوم اشراقی قمی که شاید خیلی از آقایان اسم ایشان را شنیده باشند یا سخنرانیشان را دیده باشند ، و از خطبای تقریبا درجه اول ایران ، و هم فاضل بود و هم سخنور ، یک وقتی در قم ، بالای منبر ، افتاده بود تو دنده انتقاد از قمیها . ( خیلی انسان معتقد خوبی هم بود ) . میخواست بگوید این مردم عوام قم ما خیلی خرافاتی هستند . و از جمله میگفت قمیها به گربه سیاه خیلی احترام میگزارند ، و فکر میکنند که گربه سیاه از ما بهتران است ، و لهذا وقتی گربه سیاه میآید فورا از بهترین غذاهاشان و گوشت خالص برایش میاندازند . بر عکس برای گربههای دیگر اهمیتی قائل نیستند ، آن مقداری هم که شرعا باید به او داد نمیدهند ، و لهذا همه گربههای دیگر در قم منقرض شدهاند و فقط گربه سیاهها ماندهاند . هر چه نگاه میکنی در این شهر گربه سیاه میبینی ، آن هم چاق و چله . از منبر آمد پائین . طلبه خیلی خوشمزهای بود خرمآبادی . اتفاقا مرحوم اشراقی عینک سیاه به چشمش زده بود . وقتی آمد نشست ، آن طلبه به همان زبان خرمآبادی و خیلی ساده و لطیف گفت : قربانت ! ما که تو این شهر گربه سیاه نمیبینیم . تو عینک سیاه به چشمت زدهای ، همه گربهها را سیاه