آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٠٠
کردیم راجع به اینکه قرآن میفرماید اگر با مشرکین هم قرارداد صلحی امضاء بکنید ، یک پیمانی امضاء بکنید ، آن قرارداد را باید محترم بشمارید مگر آنکه این قرارداد از طرف آنها نقض بشود یا علائم قطعی این که تصمیم بر نقض آن دارند آشکار شود ، یعنی نگرانی تصمیم بر نقض از سوی آنها ، پیدا بشود . ولی اگر صرفا نگرانی است و هنوز نقض نکردهاند حق ندارید آنها را غافلگیر کنید . باید به آنها اعلام بکنید که ما دیگر قرارداد خودمان را نقض کردیم : « و اما تخافن من قوم خیانه فانبذ الیهم علی سواء »به آنها اعلام کن که قراردادی بین ما نیست ، بنابراین برابر یکدیگر هستیم و هیچ تعهدی نسبت به یکدیگر نداریم . پس قرآن جایز میشمارد که اگر مسلمین در جائی مصلحت بدانند ، با کفار قرارداد صلح یعنی قرارداد عدم تعرض ببندند ، و مادامی که مواد آن قرارداد از طرف دشمن نقض نشده است یا علامت نقض پیدا نشده است باید آن را محترم بشمارند . لذا در اینجا میگوید اگر مسلمانانی که در بلاد کفر زندگی میکنند از شما کمک بخواهند ، شما کمک بدهید مگر کمک علیه قومی باشد که شما با آنها پیمان عدم تعرض بستهاید که اگر بخواهید کمک بدهید باید بر خلاف پیمان رفتار کنید . در اینجا نباید کمک کنید . « و الذین کفروا بعضهم اولیاء بعض » اما کافران خودشان با یکدیگر پیوند دارند . همانطور که بعضی از مفسرین مخصوصا علامه طباطبائی در تفسیر " المیزان " میفرمایند ، قرآن در اینجا نمیخواهد تکلیف برای کفار تعیین کند . کفار که تابع دستور اسلام نیستند . میخواهد بگوید بین خود آنها ولایت هم پیمانی و همکاری وجود دارد ،