آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٠
بشود . خیلی آدم بدی است . برای اینکه تو هم به ثواب نائل شده باشی برو او را گردن بزن . زاهد رفت . تا رفت جلو ، اسیر که یک آدم گردن کلفتی بود یکمرتبه چشم قرهای به او رفت و نعرهای کشید و گفت برای چه آمدی ؟ تا این را گفت ، زاهد بیهوش شد و افتاد . اسیر در حالی که کتش بسته بود آمد روی سینه او خوابید و با دهانش شروع کرد گلوی او را گاز گرفتن تا کم کم بلکه شاهرگ او را قطع کند . مجاهدین دیدند زاهد دیر کرد . گفتند نکند حادثهای پیش آمده باشد . وقتی که رفتند ، دیدند زاهد بیهوش افتاده و کافر هم نزدیک است شاهرگ او را ببرد . او را گرفتند عقب زدند و از بین بردند و زاهد را آب به رویش پاشیدند و حال آوردند . گفتند قضیه چه بود ؟ گفت والله من نفهمیدم . همینکه نزدیک او رفتم چشم قرهای به من رفت و فریادی کشید و من دیگر چیزی نفهمیدم . این است معنی : » من لم یغز و لم یحدث نفسه بغزو مات علی شعبه من النفاق « . ما عبادتهائی بی مایه و کم مایه را ، از نظر بدنی انجام میدهیم . این عبادتهای ما ، این نمازهای ما ، این قرآن خواندنهای ما ، این ذکر گفتنهای ما که روح ندارد و هیکلش هم چیز کوچکی است ، اغلب در ما ایجاد غرور میکند و در نتیجه خودمان را از همه مردم دنیا بهتر میدانیم . چنین مسلمانی مسلمان واقعی نیست و همانطور که پیغمبر اکرم فرمودند اگر بمیرد هم در درونش یک نفاق و دو روئی وجود دارد . لهذا میفرماید : « یا ایها النبی حرض المؤمنین علی القتال » همیشه اینها را ترغیب کن به امر جهاد ، همیشه بگذار روح اینها مجاهد و آماده باشد ، یادشان نرود که جهادی هم هست ، در همان حال صلح و