آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٠
نوشتی و برای من آوردی ؟ میگوید شما صدراعظم یک مملکت هستید ، این هم دستورالعمل مولا امیرالمؤمنین ( ع ) است برای کسانی مثل شما . فرمان اوست راجع به اینکه با مردم چطور باید رفتار کرد . من فکر میکنم شما هم شیعه امیرالمؤمنین هستید و چنین چیزی را دوست دارید . فکر کردم برایتان هدیهای بیاورم ، هیچ چیز مناسبتر از این پیدا نکردم . گفت بیا جلو . رفت جلو . گفت یک کلمه من میخواهم به تو بگویم و آن این است که خود علی که اینها را نوشت و به اینها بیش از هر کس دیگر پابند بود و عمل میکرد ، در سیاست از اینها چقدر بهرهبرداری کرد که حالا من بیایم به اینها عمل بکنم ؟ خود علی از همین راهی که دستور داد عمل کرد و دیدیم که تمام ملکش از بین رفت و معاویه بر او مسلط شد . علی خودش به این دستورالعمل عمل کرد و شکست خورد ، پس این چیست که برای من نوشتهای ؟ گفت اجازه میدهید جواب بدهم ؟ بله . گفت چرا این حرف را در میان جمعیت به من نگفتی ؟ گفت اگر در میان جمعیت میگفتم پدرم را در میآوردند . گفت بسیار خوب ، جمعیت که رفت چرا پیشخدمتها را گفتی همهتان بروید بیرون ؟ گفت اگر یکی از آنها میفهمید که من چنین جسارتی به علی میکنم پدرم را در میآورد . گفت پیروزی علی ( ع ) همین است . چرا معاویه بعد از هزار و سیصد سال ، احدی کوچکترین احترامی برایش قائل نیست و جز لعنت و نفرین چیز دیگری برای او نیست ؟ علی ( ع ) هم بشری بود مثل من و تو . این احترام را از کجا پیدا کرد که تو اگر به همین نوکرها و پیشخدمتها بگویی آدمهای بیگناهی را گردن بزنید گردن میزنند ولی اسم علی را جرأت نمیکنی با بی احترامی