آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٠
علیهالسلام درباره همین مسئله که قرآن بیان کرده است راجع به عزت و ذلت امم ، یک فصل مشبعی بحث میکند یعنی مطلبی که میگوید توضیح همین آیه قرآن است . اکنون دو حدیث را که در تفسیر آمده است به عنوان نمونه برایتان میخوانم . حدیث اول در کافی است که از امام صادق علیهالسلام روایت میکند : « ان الله بعث نبیا من انبیائه الی قومه و اوحی الیه » خدا به یکی از پیغمبرانش که او را به سوی قومش فرستاده بود چنین وحی کرد : « ان قل لقومک »به مردمت اطلاع بده که « انه لیس من اهل قریه و لا ناس » ( قریه یعنی محل جمع شدن . لازم نیست که حتما ده باشد . در اصطلاح امروز ما قریه یعنی ده ، ولی در اصطلاح قرآن قریه به شهر هم اطلاق میشود . از ماده " قری " به معنی محل اجتماع است ) مردم یک محلی ، دهی ، شهری ، و به طور کلی مردمی نیستند که « کانوا علی طاعتی »که بر راه من و اطاعت من باشند یعنی صالح باشند « فاصابهم فیها سراء »و به همین جهت برای آنها خوشی و نعمت و سعادت بیاید « فتحولوا عما احب الی ما اکره »و بعد اینها از این نعمتها سوء استفاده بکنند یعنی بیافتند در عیش و فساد اخلاق ، و فاسد بشوند ( به عبارت دیگر مردمی نیستند که صالح باشند و پشت سر این صلاح ، من برایشان سعادت بیاورم ولی بعد این سعادت و خوشی ، آنها را به سوی فساد بکشاند یعنی از این نعمت سوء استفاده کنند ) « الا تحولت لهم عما یحبون الی ما یکرهون » مگر اینکه من هم نظرم را درباره آنها تغییر بدهم و آنچه را که آنها دوست میدارند از ایشان بگیرم و چیزی به آنها بدهم که از آن بدشان میآید ، یعنی بجای نعمت ،