آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٠
بجنگند ، اینها هم قوت قلب پیدا کردند . و عجیبتر این است که پس از آنکه جنگ مغلوبه شد ، ناگهان تصور کفار درست در جهت عکس شد . دیدند آن جمعیت ، آنطور اندک نیستند ، خیلی بیشترند . بعد از آن ، مسلمین را دو برابر تصور میکردند و همین ، سبب شد که روحیه کفار شکست بخورد . خدا میگوید این یک سر الهی داشت ، میخواستیم که این حقیقت ظهور کند و این درس برای همیشه در میان مردم بماند . عجیبتر این است که شب قبل از جنگ ، پیغمبر اکرم ( ص ) لشکر دشمن را خواب میبیند و در این خواب هم لشکر دشمن از آن مقداری که بعد در بیداری دیده شدند کمتر بود ، به چشم پیغمبر کمتر آمد که وقتی پیغمبر خواب خود را برای اصحابش توصیف کرد ، اصحاب گفتند اینها که چیزی نیستند . نتیجه این شد که مسلمین با قوت قلب بر کفار تاختند و کفار در ابتدا با قوت قلب بر مسلمین تاختند ولی بعد روحیهشان را باختند و شکست خوردند با اینکه تعدادشان تقریبا سه برابر مسلمین بود و تجهیزاتشان از آذوقه و شمشیر و زره و سپر و غیره ، طرف مقایسه با تجهیزات مسلمین نبود . حال قرآن این دو را ذکر میکند که ما چگونه اسباب فراهم کردیم . میفرماید : « اذ یریکهم الله فی منامک قلیلا »ای پیغمبر ! یاد کن آن وقت را که خدا اینها را در خواب به تو نمایاند اما کم نمایاند ، تو هم خیال کردی همه آنها همیناند . « ولو اریکهم کثیرا لفشلتم »اگر خدا در خواب اینها را زیاد به تو نشان میداد و تو هم قهرا همان حقیقتی را که دیده بودی نقل میکردی ، همهتان سست میشدید . « و لتنازعتم فی الامر »اختلاف میکردید ، بعضی میگفتند با اینکه آنها زیادند برویم ، و بعضی