آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨١
در این آیه گفته شده است سهم خدا ، سهم پیغمبر ، سهم ذی القربی ، سهم
یتیم ، سهم مسکین و سهم ابن السبیل ، این نیست که بروید خمس را میان
اینها تقسیم کنید . اینها گویی نامزد این سهام شدهاند . ریشه و اساس
خمس این است که باید به دست پیغمبر برسد و بعد از پیغمبر هم به دست
امام برسد ، پیغمبر یا امام ، سادات را از این بودجه تکفل میکنند . اگر
احیانا زمانی بود که خمس نرسید ، از بودجه دیگر باید آنها را تکفل کرد .
اگر این بودجه رسید ، به اندازه متعارف تکفل میکنند ، باقیش را به
مصرف مصالح عامه میرسانند . پس در واقع آن مقداری که زائد بر مصرف
سادات فقیر است نیز تعلق دارد به مصالح عمومی مسلمین . این است که اگر
چه در زمان ما سید فقیر زیاد است و زیادتر از سادات فقیر ، خمس بده
وجود دارد ، ولی بعضی از علما احتیاط میکنند و میگویند سهم سادات را
بدون اجازه مجتهد و حاکم شرعی ندهید ، روی همین حساب که ائمه گفتهاند :
« له ما فضل و علیه ما نقص » یعنی سادات باید در کفالت امام یا نایب
امام باشند ، اگر خمس کسر آمد [ امام یا نایب امام ] باید از جای دیگر
بدهد ، و اگر زیاد آمد ، به آنها نمیدهد ، صرف مصالح عامه مسلمین میکند.
بنابراین اشتباه است که کسی خیال کند بنابر مذهب شیعه ، [١] بودجه
کلانی را برای سادات قرار داده و خواستهاند سادات را به این وسیله
پولدار بکنند . از غیر بودجه خمس میشود غیر سید را ثروتمند کرد اما از
بودجه خمس که به سید میدهند ، به هیچ وجه جایز
[١] عرض کردیم که خمس اهل تسنن بسیار اندک است و این سخنان در آن مطرح نیست .