آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٣
کرده بودند که باید پیمان را محترم بشمرند . پس چه رسد به مسلمین . « فلا تغدرن بذمتک و لا تخیسن بعهدک و لا تختلن عدوک فانه لا یجتری علی الله الا جاهل شقی » مبادا در عهدهای که گرفتهای خیانت کنی ، مبادا عهد خودت را نقض کنی ، مبادا با دشمنت با این مکاریها و نیرنگ بازیها رفتار کنی که پیمان ببندی و بعد آن را زیر پا بگذاری که این ، جرأت بر خداست و بر خدا کسی جرأت نمیکند مگر اینکه نادان و شقی باشد . « و قد جعل الله عهده و ذمته امنا افضاه بین العباد برحمته و حریما یسکنون الا منعته » . تعبیرهای عجیبی است ! خدا عهد و پیمان را مأمن برای بشر قرار داده است ، عهد و پیمان را حریمی قرار داده برای بشر که در آن بتوانند سکونت و آرامش پیدا کنند . تا آنجا که میفرماید : « و لا تعولن علی لحن قول بعد التأکید و التوثقه » ، الی آخر حدیث . خلاصه میگوید در هر شرایطی قرار بگیری ولو فوق العاده ناراحت باشی و ببینی تنها راه اینکه از این مضایق بیرون بیایی این است که پا روی این امر انسانی بگذاری ، این کار را نکن . اینجاست جای توکل و اعتماد به خدا و اینکه بگویی خدایا ! چون رضای تو در این است که به عهد خود وفادار باشم ، من نقض پیمان نمیکنم . مگر اینکه دشمن نقض پیمان بکند یا علائم نقض پیمان [ آشکار ] باشد و بر تو ثابت بشود آنها میخواهند نقض پیمان بکنند ، که آن هم شرایطی دارد که ما طبق آیات قرآن عرض خواهیم کرد . امروز اینگونه نقض عهدها را نوعی زرنگی و سیاستمداری میدانند . البته اینها نکاتی نیست که گذشتگان از آنها غافل بودهاند و