آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٩
نشدهاند ما از این اشخاص میپرسیم شرافت انسان به چیست ؟ آیا شرافت انسان به جان داشتن است ؟ همه جاندارها جان دارند . پشه هم جاندار است . به چشم داشتن است ؟ حیوان چشمدار در دنیا زیاد است . به حافظه داشتن است ؟ حیوان حافظهدار در دنیا زیاد است . باید یک چیزی در انسان وجود داشته باشد که اسمش انسانیت است و در حیوانها وجود ندارد . اگر کسی قائل شد که در انسان یک حقایقی وجود دارد ما فوق حیوانی ، آنوقت میتواند برای انسان یک شرافتی قائل بشود که به موجب آن شرافت ، خون انسان محترم میشود ولی خون حیوانها محترم نیست ، آزادی انسان محترم میشود و آزادی جانداران دیگر محترم نیست ، و الا اگر صرفا بگوئیم چون ما نسل بشر هستیم یا مستقیم القامه هستیم و جانداران دیگر چنین نیستند [ پس دارای شرافت باشیم میباشیم ] میگویند این که دلیل نشد . حقیقت این است که ما یا باید برای انسان هیچ شرافت و امتیازی به معنای مذکور نسبت به حیوانات قائل نشویم و هیچکدام را محترم نشماریم ، و اگر انسان را محترم میشماریم همه جانداران را به طور مساوی محترم بشماریم ، که در این صورت هیچ فرقی نیست میان کشتن یک مگس و کشتن یک انسان ، و یا اگر میخواهیم امتیاز قائل بشویم ، از نسل بشر بودن نمیتواند ملاک باشد . منطق قرآن همین است . میگوید یک انسان به صرف اینکه از نسل بشر است نمیتواند احترام بیشتری از حیوانات را ادعا بکند . یک انسان به موجب آنکه انسان است و شرافتهای ذاتی انسانی و کمالات مختص انسانی را دارد میتواند محترم باشد . یکی از اموری که لازمه