آشنایی با قرآن 3 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧
کشیدند : الله اکبر . مردم دیگر هم فریاد کشیدند : الله اکبر . زنها و بچهها روی پشت بامها جمع شده بودند که جلال ولیعهدی را ببینند . یک وقت دیدند اوضاع طور دیگر است . نوشتهاند یکمرتبه تمام شهر مرو فریاد الله اکبر شد و صدای ضجه و گریه در شهر بلند شد . جلال ، چند برابر شد اما در سادگی و معنویت . راه افتادند به طرف مصلی . ( چون نماز عمومی است مستحب است زیر آسمان خوانده شود ) . چنان جمعیت هجوم آورد و چنان ابراز احساسات میکردند که گوئی زمین و آسمان میلرزد . جاسوسهای مأمون به او خبر دادند که قضیه از این قرار است ، اگر این نماز را امروز علی بن موسی الرضا بخواند تو دیگر مالک چیزی نیستی . اگر از همانجا به مردم بگوید برویم سراغ مأمون ، همان لشکریان خودت به سراغت خواهند آمد و تکهتکهات خواهند کرد . هنوز که کار به آنجا نکشیده جلویش را بگیر . این بود که آمدند نزد حضرت و به عنوان التماس و خواهش که شما خسته و ناراحت میشوید و خلیفه گفته من راضی نیستم ، مانع ایشان شدند . فرمود من که اول گفتم که من اگر بخواهم بیایم ، با آن زی بیرون میآیم که جدم بیرون میآمد . جدم اینطور میآمد . عبادت اسلامی هم اینطور شده بود ، تا چه رسد به جهادشان . ولی از وقتی که جهادهای اسلامی آمد رنگ جهادهای مادی دیگران را گرفت ، و چه اشتباهات بزرگی [ حکام اسلامی مرتکب شدند ] . خدا لعنت کند معاویه را که این کار از او شروع شد . در زمان خلافت عمر ، معاویه استاندار سوریه بود و بیزانس ( روم شرقی ) که مرکزش همین استامبول فعلی و قسطنطنیه قدیم بود همسایه دیوار به دیوار سوریه