پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٢ - ترجمه
آنگونه كه نصارا درباره حضرت مسيح كردهاند (و او را خدا خواندند) من فقط بندهاى از بندگان خدا هستم؛ ولى بگوييد بنده خدا و فرستاده او. [١]
در روايت معروفى مىخوانيم:
«احْثُوا فِي وُجُوهِ الْمَدَّاحِينَ التُّرَاب؛
به صورت ستايشگران تملقگو خاك بپاشيد». [٢]
در حديثى از اميرمؤمنان على عليه السلام كه در غررالحكم آمده مىخوانيم:
«إيَّاكَ أنْ تُثْنِىَ عَلى أَحَدٍ بِما لَيْسَ فيهِ فَإنَّ فِعْلَهُ يُصَدِّقُ عَنْ وَصْفِهِ وَيُكَذِّبُكَ؛
بپرهيز از اينكه ستايشى در حق كسى كنى به چيزى كه در او نيست زيرا اعمال او وصف واقعى او را آشكار مىسازد و تو را تكذيب مىكند». [٣]
البته اين كار آسانى نيست كه اطرافيان و حواشى قدرتها بدون ترس و واهمه و چشمداشت پاداش واقعيتها را برملا كنند؛ نه از زور بترسند و نه زر انتظار داشته باشند و اين در شأن موحدان راستين است.
به گفته آن سخنور معروف: نصيحت پادشاهان كردن كسى را مسلم بُوَد كه بيم سر ندارد يا اميد زر.
|
موحد چه در پاى ريزى زرش |
چه شمشير هندى نهى بر سرش |
|
|
اميد و هراسش نباشد ز كس |
بر اين است بنياد توحيد و بس [٤] |