پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٩ - شرح و تفسير حقوق همه شهروندان را محترم بشمار
باشد». نخستين صفت ورع و تقوايى است كه مانع گناه شود و دومين صفت حلم و بردبارى كه مانع غضب گردد سپس حضرت سومين صفت را چنين بيان مىكند:
«وَحُسْنُ الْوِلَايَةِ عَلَى مَنْ يَلِي حَتَّى يَكُونَ لَهُمْ كَالْوَالِدِ الرَّحِيمِ؛
چنان نسبت به رعايا نيكى كند كه همچون پدرى مهربان باشد». [١]
در ششمين دستور كه در واقع تأكيدى است بر آنچه در دستور چهارم بيان شد مىفرمايد: «و در مورد آنان همچون درندهاى مباش كه خوردنشان را غنيمت شمارى، زيرا آنها دو گروهند يا برادر دينى تواند و يا انسانهايى كه در آفرينش شبيه تو هستند (در هر حال بايد حقوق آنها را محترم بشمارى)»؛
(وَلَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً [٢] تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ، فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ: إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ، وَإِمَّا نَظِيرٌ لَكَ
فِي الْخَلْقِ).
بىشك پايه حكومت صحيح، مقتدر و عادلانه، بر قلوب و دلهاى مردم است نه بر شمشيرها و نيزهها. آنها كه بر دلها حكومت دارند كشورشان امن و امان است و آنها كه بر شمشير تكيه مىكنند دائما در خطرند.
امام عليه السلام براى اينكه مالك را به حكومت بر دلها تشويق كند دستور رحمت و محبّت و لطف را درباره رعايا صادر مىكند. سپس به بيان نقطه مقابل آن مىپردازد و آن اينكه حاكم همچون حيوان درندهاى باشد كه خوردن حق رعايا را غنيمت بشمارد آنگاه بهترين دليل را براى دستور خود بر مىگزيند و آن اينكه رعايا در حكومت اسلامى از دو حالت خارج نيستند: اكثريت مسلمانند و مىدانيم اسلام هر مسلمانى را برادر مسلمان مىداند و يا اقليتى هستند كه با مسلمين زندگى مسالمتآميز دارند و آنها انسانند و انسان نسبت به انسان بايد نهايت محبّت را داشته باشد.
[١]. كافى، ج ١، ص ٤٠٧، ح ٨.
[٢]. «ضارِياً» به معناى درنده است از ريشه «ضَرْو» بر وزن «ضرب» در اصل به معناى حمله شديد به كسى ياچيزى است، از اين رو در حمله گوسفندان به زراعت نيز بهكار مىرود.