پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٢ - نكته اهمّيّت مشورت در زندگى انسانها
اينكه دستور به مشورت تأكيد شده براى اين است كه معمولًا طرف مشورت فكر خالصى درباره آن موضوع دارد در حالى كه مشورت كننده (چون منافعش مطرح است) فكر او مشوب به هوا و هوس است:
(إنّما حُضَّ عَلَى الْمُشاوَرَةِ لِأنَّ رَأْىَ الْمُشيرِ صِرْفٌ وَرَأْىُ الْمُسْتَشيرِ مَشُوبٌ بِالْهَوى).. [١]
البته همانگونه كه در عبارت عهدنامه امام آمده است، با هر كس نمىتوان و نبايد مشورت كرد؛ طرف مشورت بايد فردى عاقل، با ايمان، و خيرخواه بوده باشد، لذا در حديثى از امام صادق عليه السلام مىخوانيم: مشورت بايد با معيارهايش صورت بگيرد و گرنه ضررش بيشتر از سود آن است. سپس امام چهار معيار براى مشورت ذكر مىكند:
١. طرف مشورت فرد عاقلى باشد.
٢. آزادانديش و متدين باشد.
٣. دوست مهربان باشد.
٤. او را از اسرار درونت آگاه سازى (تا شرايط تو را بداند و مشورت صحيح بدهد) سپس آن را مكتوم دارد.
در پايان حديث مىفرمايد: هرگاه اين شرايط جمع شود مشورت كامل مىگردد و خيرخواهى به حد كمال مىرسد. [٢]
در دنياى امروز مسأله مشورت و شورا بسيار گستردهتر از گذشته است و گاه انسان گمان مىكند كه با گسترش مشورت، دنيا رو به صلاح خواهد رفت حال آنكه متأسّفانه اين شوراها و مجالس مشورتى غالباً رنگ سياسى به خود گرفته و در مسير منافع افراد يا گروههاى خاصى است و در حقيقت آن خلوص و قداست مشورت را از دست داده است. نشانه روشن آن اينكه بسيارى از افراد
[١]. غررالحكم، ح ١٠٠٤٩.
[٢]. بحارالانوار، ج ٧٢، ص ١٠٢، ح ٣٠.