پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥ - نامه در يك نگاه
٣٣ ومن كتاب له عليه السلام إلى قُثَمِ بْنِ الْعَبّاسِ وَهُوَ عامِلُهُ عَلى مَكَّةَ
از نامههاى امام عليه السلام است
كه به قثم بن عباس فرماندار و نماينده آن حضرت در شهر مكّه نگاشت [١]
نامه در يك نگاه
اين نامه از دو بخش تشكيل يافته است: بخش اوّل هشدارى است كه امام عليه السلام به قثم بن عباس فرماندار مكّه مىدهد كه گروهى از كوردلان و دين به [٢]
[١]. سند نامه:
در مصادر نهجالبلاغه چنين آمده است كه ابن ابى الحديد و ابن ميثم در شرح خود بر نهجالبلاغه درباره شأن ورود اين نامه چنين نوشتند: معاويه گروهى از شاميان را به طور پنهانى در موسم حج به مكّه فرستاد تا مردم را به اطاعت خود و تمرد از فرمان امير مؤمنان دعوت كنند و اين شبهه را در اذهان تقويت نمايند كه على عليه السلام يا قاتل عثمان است و يا در آن موقع كه مىبايست عثمان را يارى كند از ياريش خوددارى كرد و در هر دو صورت صلاحيت براى امامت ندارد و نيز درباره معاويه و بذل و بخشش و سخاوت او به پندار خود تبليغ نمايند. هنگامى كه اين خبر به امام عليه السلام رسيد اين نامه را نوشت و به نماينده خود «قثم بن عباس» هشدار دارد كه مراقب اين توطئه باشد.
[٢] سپس نويسنده مصادر چنين نتيجهگيرى مىكند كه بيان مطلب فوق نشان مىدهد ابن ابى الحديد و ابن ميثم به منبع ديگرى غير از نهجالبلاغه دست يافته بودند. (مصادر نهجالبلاغه، ج ٣، ص ٣١٩)؛ ولى بعيد نيست كه آنها اين سخن را از كتاب الفتوح ابن اعثم كوفى متوفاى ٣١٤ گرفته باشند كه همين سخن را در زمينه همين نامه آورده است (الفتوح، ج ٤، ص ٢٢٠-/ ٢٢٢).
قابل توجّه اينكه سند ديگرى براى اين نامه در كتاب الغارات پيدا شد كتابى كه در قرن سوم سالها پيش از تولّد سيّد رضى نوشته شده است كه تفاوتهايى با آنچه سيّد رضى آورده دارد ولى اساس هر دو نامه يكى است (الغارات، ج ٢، ص ٥٠٩).