پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٤ - نكته نامههاى پى در پى!
گويى نتيجه آن اين بود كه اين دشمنان به حكومت برسند همانگونه كه ابوسفيان در عصر حكومت عثمان هنگامى كه از كنار قبر حمزه گذشت لگدى به آن زد و گفت: اى ابو عماره (ابو عماره كنيه حمزه بود) آن چيزى كه ما با شمشير براى آن جنگيديم (برخيز و ببين) كه امروز به دست بچههاى ما افتاده و با آن بازى مىكنند و كار به معاويه رسيده كه بر على فخر مىفروشد همچون همرديفان كه در برابر هم قرار مىگيرند».
سپس ابن ابى الحديد به اين اشعار معروف براى اظهار ناراحتى شديد خود تمسك مىجويد.
|
إذا عَيَّرَ الطائي بِالْبُخْلِ مادِرٌ |
وَقَرَّعَ قُسّاً بِالْفَهاهَةِ باقِلٌ |
|
|
وَقالَ السُّها لِلشَّمْسِ أَنْتَ خَفيةٌ |
وَقالَ الدُّجى يا صُبْحَ لَوْنُكَ حائِلٌ |
|
|
وَفاخَرْتَ الْأرْضُ السَّماءَ سَفاهَةً |
وَكاثَرْتِ الشُّهُبِ الْحِصى وَالْجَنادِلٌ |
|
|
فَيا مَوْتُ زُرْ إنَّ الْحَياةَ ذَميمَةٌ |
وَيا نَفْسُ جِدي إنَّ دَهْرَكَ هازِلٌ |