پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٣٠ - شرح و تفسير آيا فقط خوردن و خوابيدن؟
بىاعتنايى به دنيا و زرق و برق آن مىفرمايد: «به خدا سوگند- سوگندى كه تنها مشيت خدا را از آن استثنا مىكنم- آنچنان نفس خويش را به رياضت وا مىدارم كه هرگاه به يك قرص نان دست يابد به آن دلخوش شود و به نمك به عنوان خورش قناعت كند و آنقدر از چشمهايم اشك مىريزم كه (سرانجام) همچون چشمهاى شود كه تمام آب خود را بيرون ريخته باشد»؛
(وَايْمُ اللَّهِ [١]- يَمِيناً أَسْتَثْنِي
فِيهَا بِمَشِيئَةِ اللَّهِ- لَأَرُوضَنَّ نَفْسِي رِيَاضَةً [٢] تَهِشُ [٣] مَعَهَا إِلَى الْقُرْصِ إِذَا قَدَرْتُ عَلَيْهِ
مَطْعُوماً، وَتَقْنَعُ بِالْمِلْحِ مَأْدُوماً [٤]، وَلَأَدَعَنَّ مُقْلَتِي [٥] كَعَيْنِ مَاءٍ، نَضَبَ [٦] مَعِينُهَا [٧]،
مُسْتَفْرِغَةً دُمُوعَهَا).
امام عليه السلام در اينجا در مرحله اوّل سوگند ياد مىكند تا جدّى بودن اين مطلب را كاملًا آشكار سازد. و در مرحله دوم انشاءاللَّه مىگويد تا ادب خود را در پيشگاه خدا ظاهر سازد همانگونه كه مولايش پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به اين امر مأمور بود؛ آنجا كه خداوند به او دستور مىدهد: « «وَلا تَقُولَنَّ لِشَيْءٍ إِنِّى فاعِلٌ ذلِكَ غَداً* إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّه»؛ و هرگز در مورد كارى نگو: من فردا آن را انجام مىدهم؛ مگر اينكه (بگويى
[١]. «أيْمُ اللَّه» به معناى «به خدا سوگند» است و گفته شده كه در اصل از «أيْمُن» جمع يمين به معناى قسم گرفتهشده و الف آن الف وصل است كه گاه مفتوح و گاه مكسور خوانده مىشود سپس نون را حذف كردهاند و «ايم اللَّه» شده است و گاه ياء را نيز حذف مىكنند و «امُ اللَّه» مىگويند و به هر حال با توجّه به اينكه ريشه اصلى آن جمع است، دلالت بر قَسَم مؤكّد دارد.
[٢]. «رِياضَة» در اصل به معناى رام كردن با تربيت است و به همين جهت به ورزشهاى جسمانىو پرورشهاى روحانى از طرق مختلف اطلاق مىشود و اگر به باغ روضه گفته مىشود از اين روست كه زمين را با برنامه منظمى پرورش دادهاند و خرم و سرسبز ساختهاند.
[٣]. «تَهشُّ» از ريشه «هَشاشَه» بر وزن «حواله» گرفته شده كه به معناى خوشحالى و تبسم كردن است.
[٤]. «مَأدُوماً» از ريشه «إدام» به معناى نان خورش (چيزى كه با نان مىخورند) گرفته شده، بنابراين مأدومچيزى است كه آن را به صورت نان خورش در آورده باشند.
[٥]. «مُقْلَة» به تمام كره چشم اطلاق مىشود و گاه به مردمك چشم نيز گفته مىشود.
[٦]. «نَضَب» از ريشه «نُضوب» در اصل به معناى فرو رفتن آب در زمين و خشكيدن چاه يا چشمه است و اين واژه گاه در مورد چشم نيز بهكار مىرود هنگامى كه اشك آن تمام شود.
[٧]. «مَعِين» از ريشه «مَعْن» بر وزن «طعن» به معناى جارى شدن آب است و «ماء معين» به آب جارى گفته مىشود سپس در مورد جريان اشك از چشمها بهكار رفته است.