پيام امام امير المومنين(ع) - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٣ - شرح و تفسير عيبپوش باش
جبران نماييد و كارهاى بد آنها را به فراموشى بسپاريد و در مقام انتقام برنياييد؛ ولى معناى اوّل مناسبتر است.
در دستور دوم مىافزايد: «و اسباب عداوت و دشمنى را درباره خود قطع كن»؛
(وَاقْطَعْ عَنْكَ سَبَبَ كُلِّ وِتْرٍ [١])
، زيرا مىدانيم عداوتها معمولًا بىسبب نيست؛ يا نتيجه بدرفتارى است يا تضييع حقوق، يا خودبزرگبينى و امثال آن.
هنگامى كه اين اسباب قطع گردد دشمنىها به دوستى مبدل مىشود.
در سومين دستور مىفرمايد: «از آنچه براى تو روشن نيست تغافل كن»؛
(وَتَغَابَ [٢] عَنْ كُلِّ مَا لَايَضِحُ [٣] لَكَ).
اشاره به اينكه اصرار بر جستجوگرى در كار مردم نداشته باش و در جزئيات خود را به فراموشكارى و تغافل بزن، زيرا پرداختن به جزئيات، انسان را از پرداختن به امور كلى و مهم بازمىدارد و به اختلافات و كينهها و عداوتها دامن مىزند.
در چهارمين و آخرين دستور مىفرمايد: «و در تصديق سخنچينان شتاب مكن زيرا سخنچين خيانتپيشه است، هرچند در لباس ناصحان ظاهر شود»؛
(وَلَا تَعْجَلَنَّ إِلَى تَصْدِيقِ سَاعٍ [٤] فَإِنَّ السَّاعِيَ غَاشٌ [٥]، وَإِنْ تَشَبَّهَ بِالنَّاصِحِينَ).
مىدانيم سخنچين كسى است كه با خبر رسانى درست و نادرست در ميان
[١]. «وِتْر» بر وزن «فكر» و «وَتْر» بر وزن «سطر» هر دو به معناى مفرد و تنها بودن است. از آنجا كه هرگاه كسىكشته شود بازماندگان او تنها مىمانند و طبعاً كينه او را به دل مىگيرند اين واژه به معناى كينه و عداوت نيز بهكار مىرود و در جمله بالا همين معنا مراد است.
[٢]. «تَغابَ» فعل امر است از ريشه «تغابى» به معناى تغافل از ماده «غِباوَة» به معناى جهل و بىخبرى گرفته شده گويى كسى كه خود را به فراموشى و تغافل مىزند از آن امر جاهل و بىخبر است.
[٣]. «يضح» از ريشه «وضوح» به معناى روشن شدن چيزى است.
[٤]. «سَاع» از ريشه «سعى» در اصل به معناى هرگونه تلاش و كوشش است؛ ولى در اينگونه موارد به كسى گفته مىشود كه سعى در سخنچينى و عيبجويى افراد دارد.
[٥]. «غاشّ» به معناى خائن و بدخواه است از ريشه «غِشّ» به معناى خيانت و بدخواهى گرفته شده است.