دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٣
١٧٦.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : مركز بهشت ، از آنِ من و اهل بيت من است .
١٧٧.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : من درخت هستم و فاطمه شاخه آن است و على ، لقاح (مايه بارورى) آن و حسن و حسين ، ميوه آن اند و شيعيان ما برگ هاى آن هستند . ريشه اين درخت در فردوس برين قرار دارد و ديگر قسمت هاى آن در ديگر قسمت هاى بهشت است .
١٧٨.مسند ابن حنبل ـ به نقل از حذيفه ـ :مادرم از من پرسيد : از چه هنگام پيامبر صلى الله عليه و آله را نديده اى؟ به او گفتم : از فلان وقت . او به من ناسزا گفت و دشنامم داد . به او گفتم : رهايم كن . من نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مى روم تا نماز مغرب را با او بگزارم و او را رها نخواهم كرد تا براى من و تو طلب آمرزش كند . خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدم و نماز مغرب را با ايشان گزاردم و پيامبر صلى الله عليه و آله نماز عشا را هم خواند . ايشان سپس باز گشت و كسى در سر راه با ايشان برخورد و با ايشان زمزمه اى كرد و رفت . من در پى ايشان رفتم. ايشان صداى مرا شنيد و فرمود : «تو كيستى؟» . گفتم : حذيفه . فرمود : «چه مى خواهى؟» . من ماجرا را باز گفتم . «خداوند ، تو و مادرت را بيامرزد !» . سپس فرمود : «آيا كسى را كه اندكى پيش بر سر راه من قرار گرفت ، ديدى؟» . گفتم : آرى . فرمود : «او فرشته اى از فرشتگان بود كه پيش از امشب به زمين فرود نيامده بود و از پروردگار ، اذن خواسته بود تا بر من درودى فرستد و مژده ام دهد كه حسن و حسين ، سَرور جوانان بهشتى اند و فاطمه بانوى زنان بهشتى است . خداوند، از آنان خشنود باد!» .