دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧١
خلافت ، در امّت من ، سى سال است . سپس ، بعد از آن ، سلطنت است . در حالى كه اين نظريه خلافت را بعد از سال ٦٠ هجرى (مرگ معاويه) تصوير كرده است . ٣ . روايت «اثنا عشر خليفة (دوازده خليفه)» ، در مقام ستايش از اين افراد است . طبيعى است كه اين ستايشگرى نمى تواند شامل بنى اميّه گردد كه جنايات متعدّدى را نسبت به اسلام و مسلمانان و جامعه اسلامى مرتكب شده اند ، علاوه بر اين كه احاديث فراوانى نيز در مذمّت آنها صادر شده است . [١] ٤ . حَكَم بن ابى العاص و پسر او مروان بن حكم ، به دستور پيامبر صلى الله عليه و آله به جرم «نفاق» از مدينه تبعيد شدند . آيا عجيب نيست كه او را جزو اصحاب پيامبر بشمُرند و حكومت او را همانند حكومت زمان پيامبر صلى الله عليه و آله بدانند؟!
نظريه پنجم : امارت دوازده امير در يك زمان
مُهَلَّب گفته است : گمان غالب ، اين است كه پيامبر ـ كه درود و سلام خداوند بر او باد ـ از فتنه هاى شگفتى پس از خود ، خبر داده است ، حتّى از اين كه مردم در يك زمان ، داراى دوازده امير مى شوند و اگر جز اين را مى خواست ، مى فرمود : دوازده اميرند كه فلان گونه عمل مى كنند .[٢]
نقد نظريه پنجم
به نظر مى رسد مهلّب در صدد توضيح متن منقول در صحيح البخارى بوده و به ساير
[١] ر . ك : الغدير : ج ٨ ص ٢٤٨ ، مسائل الخلافية ، على آل محسن : ص ٣١ ـ ٣٥ . [٢] عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج ٢ ، ص ٧٠ ـ ٧٢ ، ح ١ .