دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢١٨
درآمد
اهل بيت ، در لغت
واژه «اهل بيت»، تركيبى اضافى و مركّب از «اهل» و «بيت» است . واژه «أهل» در كاربردى مانند «أهل الرجل» به خاندان شخص و ويژگان او و در «أهل البيت» بر ساكنان خانه و در «أهل الأمر» بر زمامداران و در «أهل المذهب» بر پيروان آن آيين، اطلاق مى گردد.[١] همچنين گاهى واژه «أهل» در اضافه به برخى معانى، به معناى شخص يا اشخاص شايسته و سزامند و يا مأنوس به چيزى و يا خبير و ماهر در كارى، به كار گرفته مى شود. راغب در تبيين معناى «اهل» مى گويد : أهل الرّجل : من يجمعه و إيّاهم نسب أو دين ، أو ما يجرى مجراهما من صناعةٍ و بيت و بلد و أهل الرجل فى الأصل: مَن يجمعه و إيّاهم مسكن واحد ثمّ تجوّز به فقيل أهل الرجل لمَن يجمعه و إيّاهم نسب . [٢] اهل مرد ، به كسانى گفته مى شود كه نسب يا دين و يا چيزى هم پاى آنها همانند صنعتى يا خانه اى يا سرزمينى ، آنها را با آن مرد ، يك جا جمع كرده است . اهل مرد ، در اصل در باره افرادى به كار مى رود كه محلّ سكونت آنها را با آن مرد ،
[١] اختيار معرفة الرجال ، ص ٣٧١ ، الرقم ٦٩٢ . [٢] ر . ك : لسان العرب : واژه «أهل» .