دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٢
گزارش هاى دقيق تر و مشروح تر حديث جابر بن سَمُره توجّه نداشته است . متن موجود در صحيح البخارى ، مختصر و مبهم است . در نتيجه ، احتمالات گوناگونى در باره آن متصوّر است . ابن حجر عسقلانى ، در نقد نظريه او به اين نكته اشاره كرده و معتقد است : متون موجود در صحيح مسلم ، مشخّص كرده اند كه در زمان اين دوازده نفر ، اسلام ، عزيز و منيع خواهد بود . آيا مى توان تصوّر كرد كه افتراق دوازده گانه در ميان مسلمانان رُخ دهد و باز هم عزّت اسلام را در پى داشته باشد ؟ [١] با توجّه به دلايل ارائه شده در صفحات پيشين ، حديث «خلفاى دوازده گانه» تنها بر نظريه شيعه دوازده امامى قابل انطباق است و ديگر تحليل ها و نظريه پردازى ها به جهت دارا بودن اشكالات متعدّد ، نادرست اند .
پاسخ به دو اشكال
در باره نظريه اى كه ما در تبيين حديث «خلفاى دوازده گانه» انتخاب كرديم ، دو اشكال بدين شرح قابل طرح است كه همراه با پاسخ آنها ارائه مى گردند :
١ . بيشتر امامان شيعه به خلافت نرسيدند
اشكال اوّل ، اين است كه در ميان امامان دوازده گانه اى كه پيروان اهل بيت عليهم السلام به آنها معتقدند ، تنها امام على عليه السلام و امام حسن عليه السلام به خلافت رسيدند . بنا بر اين ، چگونه مى توان آنها را خليفه پيامبر صلى الله عليه و آله شمرد ؟ پاسخ اين اشكال ، اين است كه بر پايه نصوص معتبرى كه بخشى از آنها گذشت ، امامت و خلافت ، منصبى الهى است و پيامبر خدا ، به فرمان خداوند، دوازده تن از
[١] ر . ك : فتح البارى : ج ١٣ ص ٢١١ .