دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٩
هيچ گاه فراگير و همه گستر نگرديد ؟
نظريه سوم : دوازده خليفه نامشخّص تا قيامت
ابن جوزى مى گويد : منظور ، وجود دوازده خليفه در دوره اسلامى تا روز قيامت است كه آنان ، بر اساس حق رفتار مى كنند ، هر چند دوران خلافتشان پشت سر هم نباشد .[١] ابن كثير نيز در تفسير خود از اين نظريه دفاع مى كند . [٢]
نقد نظريه سوم
اشكال هاى اين نظريه، عبارت اند از: ١ . غير شفّاف كردن سخن پيامبر صلى الله عليه و آله ، ممكن است برخى از اشكالات وارد بر نظريات پيشين را حل كند ؛ ولى نتيجه اى روشن و مشخّص براى ما نخواهد داشت . نتيجه اين نظريه آن است كه پيامبر صلى الله عليه و آله جمله اى مبهم و معمّاگونه فرموده است كه هيچ نقشى در معرفت و عمل جامعه اسلامى نخواهد داشت ! ٢ . سخن پيامبر صلى الله عليه و آله براى پى ريزى مسيرى هموار براى رسيدن به هدفى بزرگ است ، يعنى تبعيت مردم از اين رهبران كه موجب راهيابى و هدايت آنان خواهد گشت ، در صورتى كه با فرض نامشخّص بودن آن دوازده نفر ، اين هدف هرگز محقّق نخواهد شد و حتّى موجب سر در گمى آنان در شناخت مقتدا و سوء استفاده دنياطلبان از آن خواهد شد .
نظريه چهارم : خلفاى بنى اميّه
خطابى و ابن جوزى گفته اند : مقصود پيامبر صلى الله عليه و آله از خلفاى دوازده گانه ، خلفاى
[١] الرجال لابن الغضائري ، ص ٥٢ ، الرقم ٩ ، وفيه : الحسن بن أسد . [٢] فتح البارى : ج ١٣ ص ٢١٣ ، مسائل الخلافية ، على آل محسن : ص ٨ .