دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٥
٦٤.تفسير الطبرى ـ به نقل از ابو ديلم ـ :على بن الحسين (زين العابدين عليه السلام ) به مردى از شاميان فرمود : «آيا در سوره احزاب خوانده اى كه : «خداوند، خواسته است پليدى را تنها از شما اهل بيت بزدايد و شما را كاملاً پاكيزه گرداند» ؟» . آن مرد گفت : آيا شما ، آنانيد؟ فرمود : «آرى» .
٦٥.الأمالى، صدوق ـ به نقل از ابو نعيم ، در يادكرد اتّفاقاتى كه براى اهل بيت عليهم السلام در شام رخ داد ـ :گروهى كه همراه اسيران كربلا رفته بودند... ، براى من روايت كردند كه : چون به دمشق وارد شديم ، زنان و اسيران را در روز روشن و با روى باز وارد كردند . جفاكاران شامى گفتند : اسيرانى به اين نيكويى نديده ايم . شما كيستيد؟ سكينه دختر حسين عليه السلام گفت : ما اسراى خاندان محمّديم . آنها بر سكّوى مسجد ، جايى كه اسرا را نگاه مى داشتند ، نگاه داشته شدند ، در حالى كه على بن الحسين (زين العابدين) عليه السلام كه در آن هنگام جوانى بود ، در ميان آنها حضور داشت . پيرمردى از شاميان نزد آنها آمد و گفت : ستايش، خدايى را كه شما را كشت و نابود كرد و شاخ فتنه را بريد! و از نكوهش آنها كوتاهى نكرد . چون سخن پيرمرد تمام شد ، على بن الحسين عليه السلام به او فرمود : «آيا كتاب خدا را خوانده اى؟» . گفت : آرى . فرمود : «آيا اين آيه : «بر اين رسالت ، مزدى از شما جز دوست داشتن خويشاوندان نمى خواهم» را خوانده اى؟». گفت : آرى . فرمود : «ما همانهاييم» . سپس فرمود : «آيا اين آيه : «و حقّ خويشاوندان را ادا كن» را خوانده اى؟». گفت : آرى . فرمود : «ما همانهاييم». سپس فرمود : «آيا اين آيه : «خداوند، خواسته است پليدى را تنها از شما اهل بيت بزدايد و شما را كاملاً پاكيزه گرداند» را خوانده اى؟» . گفت : آرى . فرمود : «ما همانهاييم» . در اين جا مرد شامى ، دست خود را به آسمان برد و سه بار گفت : خدايا! به درگاه تو توبه مى كنم . خدايا! از دشمن خاندان محمّد و قاتلان اهل بيت محمّد به درگاه تو برائت مى جويم . من قرآن را خوانده بودم ؛ ولى تا امروز، اين حقايق را در نيافته بودم . «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا» ـ :